عشق به سبک دختر مافیا
عشق به سبک دختر مافیا
پارت ۱۶
(۱ساعت بعد)
™از حموم بیرون اومدم و لباسامو پوشیدم رفتم پایین با دیدن چهره به خواب رفته اش بغلش کردم و روی تخت اتاق کناریم گذاشتمش
(فردا)
™پیراهن شرابی کوتاه و چسبمو پوشیدم با کیف و کفش مشکی یه رژ لب قرمز تیره زدمو خط چشم قهوه ای تیز کشیدم
×با دیدم استایل یانگ هی تعجب کردم حتماً جای خاصی میخواد بره
™خدافظ کله سفید
× خدافظ
™سوار ماشین شدم
(رستوران)
•روی صندلی میز شماره هفت نشسته بودم و منتظر یانگ هی بودم هفت عدد مورد علاقه یانگ کوچولوعه
™با دیدن دنیل سمتش حرکت کردم
•صدای پاشنه کفشی نزدیک و نزدیک تر میشد
™سلام دنی
•سمت صندلی یانگ رفتمو عقب کشیدمش تا بشینه بعدشم به جلو کشیدمش
™ممنون
•خیلی وقت بود ندیدمت بیب
™میدونی بعد نامزدیم داغون شدم
•یادم نیار
™هفته آینده ازدواج میکنم
•یه برنامه دارم
™با چهره ای متعجب بهش خیره شدم
•بعدا بهت میگم، استیک جلوم رو ریز کردم و با مال یانگ عوض کردم بعد از تموم شدن شام گارسون برای بردن ظرف ها و آوردن کیک اومد جعبه حلقه رو به یانگ داد
∆سرکار این کادو متعلق به شماست
™از طرف کی؟
پارت ۱۶
(۱ساعت بعد)
™از حموم بیرون اومدم و لباسامو پوشیدم رفتم پایین با دیدن چهره به خواب رفته اش بغلش کردم و روی تخت اتاق کناریم گذاشتمش
(فردا)
™پیراهن شرابی کوتاه و چسبمو پوشیدم با کیف و کفش مشکی یه رژ لب قرمز تیره زدمو خط چشم قهوه ای تیز کشیدم
×با دیدم استایل یانگ هی تعجب کردم حتماً جای خاصی میخواد بره
™خدافظ کله سفید
× خدافظ
™سوار ماشین شدم
(رستوران)
•روی صندلی میز شماره هفت نشسته بودم و منتظر یانگ هی بودم هفت عدد مورد علاقه یانگ کوچولوعه
™با دیدن دنیل سمتش حرکت کردم
•صدای پاشنه کفشی نزدیک و نزدیک تر میشد
™سلام دنی
•سمت صندلی یانگ رفتمو عقب کشیدمش تا بشینه بعدشم به جلو کشیدمش
™ممنون
•خیلی وقت بود ندیدمت بیب
™میدونی بعد نامزدیم داغون شدم
•یادم نیار
™هفته آینده ازدواج میکنم
•یه برنامه دارم
™با چهره ای متعجب بهش خیره شدم
•بعدا بهت میگم، استیک جلوم رو ریز کردم و با مال یانگ عوض کردم بعد از تموم شدن شام گارسون برای بردن ظرف ها و آوردن کیک اومد جعبه حلقه رو به یانگ داد
∆سرکار این کادو متعلق به شماست
™از طرف کی؟
- ۵۵۱
- ۱۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط