{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]
The Forced Law
━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━
پارتے¹⁷

موزیکِ لایتِ سالن دوباره بلند شد، اما فضای بین آلیس و جونکوک هنوز مثل انبار باروت بود.

آلیس کلافه و حرصی، نگاهش رو از جونکوک برید و ازش فاصله گرفت. هنوز توی شوکِ کلمه‌ی «بچه» بود و داشت زیر لب فحش می‌داد که نینا با ذوق پرید جلوش.

«دختر تو دیوونه‌ای!» نینا با چشم‌های گردشده و خنده‌ای که سعی می‌کرد مخفیش کنه پچ‌پچ کرد. «هیچ‌کس توی کل کره جرأت نداره جلوی جونکوک و بابا این‌طوری حرف بزنه! قیافه سوهوی رو دیدی؟ رسماً در حال انفجاره!»

کمی آن‌طرف‌تر، سونا با نگرانی و چهره‌ای مهربون به آلیس نگاه می‌کرد. اون کلاً از این‌که آلیسِ بی‌گناه وارد بازی‌های خطرناک مافیا شده بود حس خوبی نداشت، اما آروم دستِ عمه میران رو فشار داد که کنارش ایستاده بود. عمه میران با همون لبخند مهربان همیشگی‌ش آروم گفت: «دختره‌ی شجاعیه سونا... از پس خودش برمیاد.»

اما اون‌طرف سالن، عمه ناری داشت زیر گوش هانی غیبت می‌کرد: «نگاهش کن، انگار نه انگار یتیم‌خونه‌ای بوده! جوری رفتار می‌کنه انگار صاحب‌خونه‌ست!» هانی فقط پوزخند مغرورانه‌ای زد، بی‌محلی کرد و دست دختر کوچولوش، آینا رو محکم‌تر گرفت. آینا اما بی‌توجه به مادرش، از اون‌طرف سالن برای آلیس دست تکون داد و با اون قیافه بانمکش لبخند زد.

لوک هم با همون قیافه هول و رو اعصابش، با لیوان مشروب توی دستش تکیه داده بود به ستون. چشماش مثل شغال روی آلیس قفل بود و با لبخند خبیثی زیر لب گفت: «چه پیراهن مشکی‌ای... حیف که مالِ پسره‌ی یخ‌مکک شدی وگرنه امشب کارت تموم بود.»

همه‌چیز ظاهرًا آروم بود و مهمون‌ها داشتن نوشیدنی می‌خوردن که یک‌دفعه... **تتاااق!**

صدای مهیبِ شکستنِ شیشه‌های قدنودیِ باغ، سالن رو لرزوند!

قبل از این‌که کسی بفهمه چه خبره، صدای شلیکِ متوالیِ تیرهای اتوماتیک توی سالن پیچید. جیغ و دادِ زن‌ها هوا رفت! عمه بومی جیغ‌کشان سوهوی رو کشید زیر میز. هانی سریع آینا رو بغل کرد و افتاد روی زمین. عمه ناری و میران پناه گرفتن و سونا از ترس دستش رو گذاشت روی دهنش.

چند مردِ نقاب‌پوش با لباس‌های یک‌دست مشکی و اسلحه به دست، از پنجره‌های شکسته پریدن داخل. هدفشون کاملاً مشخص بود؛ اصلاً به بقیه کاری نداشتن و همه‌شون لوله‌ی اسلحه‌هاشون رو مستقیم گرفتن سمت آلیس!

«اون دختره‌ست! بزنیدش!» یکی از مهاجم‌ها داد زد.

آلیس با شنیدن صدای تیر، خشکش زد . تکنیک‌های دفاع شخصیش فوراً فعال شد؛ بدنش رو کشید پایین، شلیکِ اول از بالای سرش رد شد و خورد به گلدان کریستالی پشت سرش و خردش کرد. آلیس غلت زد روی زمین تا بره پشت کاناپه سنگین، اما یکی از مهاجم‌ها سریع دوید سمتش و اسلحه رو گرفت مستقیم روی سینه‌ش!

تیرانداز خواست ماشه رو بکشه: «بمیر دختـ...»

هنوز حرفش تمام نشده بود که جونکوک مثل یک سایه‌ی سیاه و فوق‌العاده سریع از راه رسید!

جونکوک با یک حرکت ضربتی و بی‌رحمانه، مچ دستِ مردِ مهاجم رو گرفت، با تمام قدرت چرخوند که صدای شکستن استخوان مچش توی سالن پیچید! مرد از درد جیغ کشید، اما جونکوک مهلت نداد؛ با پای چپش محکم کوبید توی سینه مرد و اونو پرت کرد روی میز شیشه‌ای وسط سالن.

صدای خرد شدن شیشه و فریاد مرد قاطی شد.

جونکوک سریع اسلحه‌ی مهاجم رو توی هوا قاپید، چرخید و توی کسر از ثانیه به دو تا مهاجم دیگه‌ای که داشتند به سمت آلیس شلیک می‌کردند، شلیک کرد. تیرها دقیقاً خورد به سینه و سرشون و افتادن روی زمین.

همون لحظه تهیونگ و بادیگاردهای جین‌وو هم وارد درگیری شدن و صدای تیراندازی کل عمارت رو برداشت. لوک از ترس پشت یک ستون قایم شده بود و جرات نمی‌کرد حتی سرش رو بیااره بالا!

جونکوک بدون این‌که پایش بلرزه یا ذره‌ای ترس توی چشم‌های مشکی‌ش باشه، اسلحه رو توی دستش چرخوند. برگشت سمت آلیس.

آلیس که روی زمین، کنار کاناپه گارد گرفته بود و نفس‌نفس می‌زد، با چشم‌های خاکستریِ درشت‌شده‌ش زل زد به جونکوک. موهای مشکی آلیس پریشان شده بود روی صورتش.

جونکوک چند قدم اومد جلو. قد بلندش روی آلیس سایه انداخت. کت مشکی‌ش کمی نامرتب شده بود، اما چهره‌ش هنوز همون‌قدر سرد و نفوذناپذیر بود.خم شد سمت آلیس، دستِ ظریفش رو محکم گرفت، کشیدش بالا.

ادامه دارد...

#شرط_ها ←3۰ لایک‌ـ ــ ۳۰ کامنت

#DarkRomance #MafiaRomance #Obsession #DarkAcademia #ForbiddenLove #AgeGap #EnemiesToLovers #Possessive #PsychologicalThriller #Tragedy #EmotionalDamage #Angst #SlowBurn #ToxicRelationship #IntenseLove #MorallyGrey #DarkAesthetic #Bookstagram #WriterLife #WattpadStories #SpicyBooks #DarkTales #Duet #DubiousConsent
دیدگاه ها (۴۲)

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]The Forced Law━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━پارتے¹⁶جونکو...

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]The Forced Law━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━پارتے¹⁵آلیس ...

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]The Forced Law━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━پارتے¹⁴ساعت‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط