بیوگرافی شیمیزو نارومی
بیوگرافی شیمیزو نارومی
سن:۲۱
قد:۱۶۳cm
موقعیت:مدیر اجرایی(مالیات انفرادی هم کار میکنه)
ظاهر:استایلشو تو عکس گذاشتم کت بلند سیاه، پیراهن سفید از اون دکمه دارا اسمشو یادم نمیاد با کراوات سیاه. مو هاشم ولفکاته و قهوه ای سوخته. چشماش قهوه ای تیره. پوستش نه خیلی روشنه نه خیلی تیره. گردنش بانداژ شده و دستاش از آرنج به پایین رد سوختگی داره (میگم چرا)
تواناییش: میتونه آتیش خلق کنه یا دمای بدنش رو بالا ببره. در کل بدنش نسبت به آدم های آدی به گرما مقاوم تره اما اگه دمای هرجای بدنش خیلی بالا بره یا کنترل تواناییش رو از دست بده بدن خودش و میسوزونه و زخم می کنه. برای همین هم مامولا دست کش می پوشه درواقع تنها کسایی که اونو بدون دستکش دیدن چویا و دازای هستن.
گذشته تاریکی داره که تو داستان معلوم میشه
شخصیتش:درونگرا، اما شدید قدرت مند و جدی برای همینم همه مثل سگ ازش حساب میبرند با اینکه با قدرتش به خودش آسیب میزنه اما اگه عصبانی شه حتی دازای و چویا هم از ترس مورمورشون میشه چون میتونه به شدت بیرحم باشه. اما گاهی اوقات مهربونم میشه. خیلی خوب همدردی می کنه و به حرف بقیه گوش میده این رو شو فقط افرادی میبینن که بهش نزدیکن و نارومی بهشون اعتماد داره که خب فقط دازای و چویان (همون طور که فهمیدید این سه تا فقط به خودشون سه تا اعتماد دارن. یه چیزای دیگه ای در مورد اعتماد هس تو داستان معلوم میشه) اعتماد کمش به خاطر گذشتشه. از اعتماد کردن خیلی میترسه با اینکه به دازای و چویا اعتماد کرده اما هنوز حتی از اعتماد به اونا هم میترسه با خودش میگه اگه ولم کنن؟ اگه بازیم بدن؟ و این چیزا. استاد نفوذ به سازمان هاس برای همین هم ماموریت خطرناک و طولانی زیاد میره.
علایق: کتاب، گیتار ، موزیک، گربه، اصلحه سرد
شاید چیز های دیگه ای هم باشه که در طول داستان معلوم میشه
سن:۲۱
قد:۱۶۳cm
موقعیت:مدیر اجرایی(مالیات انفرادی هم کار میکنه)
ظاهر:استایلشو تو عکس گذاشتم کت بلند سیاه، پیراهن سفید از اون دکمه دارا اسمشو یادم نمیاد با کراوات سیاه. مو هاشم ولفکاته و قهوه ای سوخته. چشماش قهوه ای تیره. پوستش نه خیلی روشنه نه خیلی تیره. گردنش بانداژ شده و دستاش از آرنج به پایین رد سوختگی داره (میگم چرا)
تواناییش: میتونه آتیش خلق کنه یا دمای بدنش رو بالا ببره. در کل بدنش نسبت به آدم های آدی به گرما مقاوم تره اما اگه دمای هرجای بدنش خیلی بالا بره یا کنترل تواناییش رو از دست بده بدن خودش و میسوزونه و زخم می کنه. برای همین هم مامولا دست کش می پوشه درواقع تنها کسایی که اونو بدون دستکش دیدن چویا و دازای هستن.
گذشته تاریکی داره که تو داستان معلوم میشه
شخصیتش:درونگرا، اما شدید قدرت مند و جدی برای همینم همه مثل سگ ازش حساب میبرند با اینکه با قدرتش به خودش آسیب میزنه اما اگه عصبانی شه حتی دازای و چویا هم از ترس مورمورشون میشه چون میتونه به شدت بیرحم باشه. اما گاهی اوقات مهربونم میشه. خیلی خوب همدردی می کنه و به حرف بقیه گوش میده این رو شو فقط افرادی میبینن که بهش نزدیکن و نارومی بهشون اعتماد داره که خب فقط دازای و چویان (همون طور که فهمیدید این سه تا فقط به خودشون سه تا اعتماد دارن. یه چیزای دیگه ای در مورد اعتماد هس تو داستان معلوم میشه) اعتماد کمش به خاطر گذشتشه. از اعتماد کردن خیلی میترسه با اینکه به دازای و چویا اعتماد کرده اما هنوز حتی از اعتماد به اونا هم میترسه با خودش میگه اگه ولم کنن؟ اگه بازیم بدن؟ و این چیزا. استاد نفوذ به سازمان هاس برای همین هم ماموریت خطرناک و طولانی زیاد میره.
علایق: کتاب، گیتار ، موزیک، گربه، اصلحه سرد
شاید چیز های دیگه ای هم باشه که در طول داستان معلوم میشه
- ۳.۷k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط