{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخرین دیدار

آخرین دیدار

در مدت جنگ من و پسرم 2 همرزم بودیم. حسین فرمانده لشگر بود و من اغلب به امور تداركاتی و امدادگری می‌پرداختم. اول اسفند سال 1365 به بیمارستان شهید بقایی اهواز آمد و در حالی كه با همان یك دست رانندگی می‌كرد در حین گشت داخل شهر، شروع به صحبت كرد: «بابا من از شما خیلی ممنونم چون همه از شما راضی هستند به خصوص رییس بیمارستان، مرحبا بابا، سرافرازم كردی.» من كه سربازی در خدمت اسلام بودم گفتم: «هر چه انجام داده‌ام وظیفه‌ای در راه نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده، كار من در مقابل این خدمت و فداكاری كه تو انجام می‌دهی، هیچ است و اصلاً قابل مقایسه نیست.» این آخرین دیدار ما بود و سالهاست كه مشام جان من از عطر خوش صحبتهای حسین در آن روز معطر است
دیدگاه ها (۴)

راننده قایق یك روز قرار بود تعدادی از نیروهای لشگر امام حسی...

دعوت پرفیض حسین دو روز قبل از شهادتش گفت: «خودم را برای شهی...

عشق عاقل در عملیات خیبر، دشمن منطقه را با انواع و اقسام جنگ...

جزئیات و نحوه شهادت سردار حسین همدانیپست سوم( آخرین پست)همرز...

اعجوبه و نابغه گمنام سپاه پاسداران#شهید_ابراهیم_جعفرزاده از ...

نام شهید : مرتضی اسلامی (کیهان)نام پدر : مصطفیمحل تولد : شهر...

شهیدخبر(شهیدنیوز): شهید شیخ الاسلامی از ورزشکاران شاخص جودو ...

بسم رب الشهدا و الصدیقین شهید حاج احمد کاظمی فرمانده سرافراز...

فرمانده سرافراز نیروی زمینی سپاه‌پاسداران انقلاب اسلامی سردا...

ما ماموم زمانیم. #امام‌زمان ع#بقیة_الله #امام‌مهدی ع#صاحب‌ال...

محبت روزی است، و تو نمیدانی که روزی تو بکدام قلب نهفته است❤️...

بر اساس روایات کسی که خداوند را بندگی کند، خداوند قلب او را ...

خیلی دوست دارم براش متنی درخور بنویسم ولی خدا می‌دونه انقدر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط