نجوای شبانه
نجوای شبانه
گاهی چه دلگیر میشوی از خدا
و گاهی چه بی اندازه دلت برایش تنگ میشود
گاهی از حکمتش شاکی و گاهی راضی
گاهی مشکوک و گاهی مجذوب عدالتش میشوی
گاهی از رگ گردن به تو نزدیکتر و گاهی دور میشود از تو
گاهی قدرتش در لبخند تو جاری میشود و گاهی در گریه اتخدا همان خداست
کاش ما اینقدر گاهی به گاهی نمیشدیم
خدایا در این گاهی به گاهی ها اینقدر بزرگمان کن که عبد بودنمان بروز و ظهور کند....شبتون پراز ارامش دوستان ویسگونی عزیزم
گاهی چه دلگیر میشوی از خدا
و گاهی چه بی اندازه دلت برایش تنگ میشود
گاهی از حکمتش شاکی و گاهی راضی
گاهی مشکوک و گاهی مجذوب عدالتش میشوی
گاهی از رگ گردن به تو نزدیکتر و گاهی دور میشود از تو
گاهی قدرتش در لبخند تو جاری میشود و گاهی در گریه اتخدا همان خداست
کاش ما اینقدر گاهی به گاهی نمیشدیم
خدایا در این گاهی به گاهی ها اینقدر بزرگمان کن که عبد بودنمان بروز و ظهور کند....شبتون پراز ارامش دوستان ویسگونی عزیزم
- ۱.۰k
- ۱۷ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط