{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد آن شب که تو را دیدم و گفت

یاد آن شب که تو را دیدم و گفت
دل من با دلت افسانهٔ عشق

چشم من دید در آن چشم سیاه
نگهی تشنه و دیوانهٔ عشق

آه اگر باز بسویم آیی
دیگر از کف ندهم آسانت
دیدگاه ها (۹)

ﭼﺸﻤﺎﻧــــﻢ ﺭﺍ ﺩﯾﮕـــﺮ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ ..ﺩﯾﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﯼِ ﺧﺎﻟﯽ ِ...

.من عکسی دارم که در آن زنی لبخند میزند لبخند میزند و لبخند م...

#وقتی میروی ...♡تازه می فهمی ...#چه چیزهایی را ♡جا گذاشته ای...

تورا بہ تصویر میڪشم بربوم نقاشیمهمہ چیز بہ طور فوق العاده اے...

قصه تلخ از عشق

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

نقاش غزل تا به چشمان تو پرداخت دیوانه شد از طرز نگاهت قلم ان...

چون‌تو‌را‌دیدم‌دلم‌لرزید‌و‌رویم‌رنگ‌باختتیر‌چشمانت‌به‌قلبم‌خ...

به.نام.پناهی.که.دیگر.نیستاما.... خاطراتش برای همیشه در بند ب...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین ...

یغما نشابوری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط