{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خداوند ازعزرائیل پرسید:

خداوند ازعزرائیل پرسید:
آیاتابحال زمانیکه جان کسی را میگرفتی گریه نکردی؟
عزرائیل جواب داد:
یک بارخندیدم،،یک بارگریه کردم ویک بار هم ترسیدم..
"خنده ام" زمانی بودکه به من فرمان دادی جان مردی را بگیرم ، اورادرکنارکفاشی یافتم که به کفاش میگفت:کفشم را طوری بدوز که یک سال دوام بیاورد! به حالش خندیدم وجانش راگرفتم.
"گریه ام"زمانی بود که به من دستور دادی جان زنی رابگیرم،او را دربیابانی گرم وبی آب و درخت یافتم که درحال زایمان بود.. منتظرماندم تا نوزادش به دنیا آمد سپس جانش را گرفتم..دلم به حال آن نوزاد بی سرپناه درآن بیابان گرم سوخت وگریه کردم.. "ترسم"زمانی بود که به من امرکردی جان فقیهی را بگیرم نوری ازاتاقش می آمد هرچه نزدیکتر میشدم نور بیشترمی شد وزمانی که جانش را می گرفتم ازدرخشش چهره اش وحشت زده شدم.. دراین هنگام خدا به عزرائیل فرمود:میدانی آن عالم نورانی کیست؟..او همان نوزادی ست که جان مادرش راگرفتی. من مسئولیت حمایتش را عهده دار بودم .
هرگز گمان مکن که باوجود من،موجودی درجهان بی سرپناه بماند.
دیدگاه ها (۳۲)

کارگردان این دنیا خداست،مهم نیست نقش ما در این مجموعه، ثروتم...

وقتی دلت با خداست،بگذار هر کس میخواهد دلت را بشکند...وقتی تو...

سه گام باحضرت علی (ع) :به مناسب ماه رجب گام اول: دنیا دو رو...

. پادشاه به نجارش گفت : فردا اعدامت میکنم... نجار آن شب نتوا...

خداوند ازعزرائیل پرسید:تابحال گریه نکردی زمانیکه جان بنی آدم...

خداوند ازعزرائیل پرسید:تابحال گریه نکردی زمانیکه جان بنی آدم...

خداوند ازعزرائیل پرسید:تابحال گریه نکردی زمانیکه جان بنی آدم...

خداوند ازعزرائیل پرسید:تابحال گریه نکردی زمانیکه جان بنی آدم...

خداوند ازعزرائیل پرسید:تابحال گریه نکردی زمانیکه جان بنی آدم...

خداوند ازعزرائیل پرسید:تابحال گریه نکردی زمانیکه جان بنی آدم...

خداوند ازعزرائیل پرسید:تابحال گریه نکردی زمانیکه جان بنی آدم...

عزرائیل هم گریه میکند...؟ خداوند ازعزرائیل پرسید:تابحال گری...

خداوند ازعزرائیل پرسید:آیاتابحال زمانیکه جان کسی را میگرفتی ...

»»»»»»»سلام این مطلب قشنگ است لطفا اینو بخوانید«««««خداوند ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط