{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم خود بستم که دیگر

چشم خود بستم که دیگر
چشم مستش ننگرم!!

ناگهان دل داد زد
دیوانه من میبینمش.....!!


«مهسا احمدی»
دیدگاه ها (۱۵)

همیشه میان آن همهیکی بود،،یکی نبودکسی که بود..من بودم!و کسی ...

نزدیکت میشوم......بوی دریا می آید!!دور که میشوم.......صدای ب...

نمیدونم.....کجا یا کیکدوم جاده، کدوم بیشه؟؟کجا دستامو ول کرد...

چمدان کوچکت جا‌نداشت.....وگرنهخواب هایت را هم می بردی.!!

چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرمناگهان دل داد زد: دیوانه!...

چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم دل داد زد دیوانه من میبی...

سلام ، خبر رسید از این جاده ناگهان پر زد / کبوترانه به آن سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط