{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منم منم به خدا، که شب همه شب،

منم منم به خدا، که شب همه شب،
به بام قصر تو پا می‌نهم به بیم و امید

اگر ز شوق بمیرد دلم،چه جای غم است
در این میانه فقط روی دوست باید دید


ُ#فریدون‌مشیری


دیدگاه ها (۰)

روزها را میفروشمشب به جــــــــايش میخرمچون تصور کردنت هنگام...

چشم مستت چه کند با من بیمار امشب این دل تنگ من و این تن بیما...

امشب،نبض بوسه هایت قلقلک می دهد،گونه های شب بو را...ضمیر دها...

شب بِخير كه ميگويیتمامِ آرامشِ دنيا برایِ من ميشود...!هر چه ...

نزدیک می شوم به تو، با جعبه ای از ترس هامن در تمام قصه ام، د...

ستاره دیده فروبست و آرمید، بیاشراب نور به رگ های شب دوید، بی...

دوش در خواب بدیدم که خداگِل من را به سر موی تو بستکوبه عشق د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط