گریه می خواهم کنم، گریه جوانم می کندمُفت گر باشم ولی، گری

گریه می خواهم کنم، گریه جوانم می کندمُفت گر باشم ولی، گریه گرانم می کند می شود با گریه ام همرنگ دریا ها شومبغض سر بسته منم، گریه بیانم می کنددر جنونی کز دلم تا آسمانها می دمدشعله ای در هق هق من، قصد جانم می کندتاولی کز آتشت بر دست و بازویم شکفتدر بهار گریه هایم ، هی خزانم می کندخشم بی پایان شدم در غربتی از غصه هادر کنارت! گریه اما، مهربانم می کندسایه ای از کوچه های ابری ام جُم می خوردمرگ من رنجیده از من، امتحانم می کند
دیدگاه ها (۱)

گریه می خواهم کنم، گریه جوانم می کند مُفت گر باشم ولی، گریه ...

اشعار خالکوبی شده بر تن وحید مرادی از کیست؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط