{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱ مزاحم

پارت ۱ مزاحم
میزوکی بعد از پنج سال زندگی در سایه‌ی قوانین دایی‌اش، بالاخره کلید آپارتمان کوچک و نقلی‌اش در شهر جدید را در دست داشت. ۱۷ سالگی، سنِ آزادی بود! او تمام شب را صرف چیدن نقشه‌هایش برای سرقتِ بزرگ “اشکِ ماه” کرد. فکر می‌کرد حالا که تنها زندگی می‌کند، هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی فعالیت‌های شبانه‌ی او به عنوان «پژواک» را بگیرد.

صبح روز بعد - دبیرستان

میزوکی با اعتماد به نفس وارد کلاس جدید شد. اما همه‌چیز وقتی تغییر کرد که کایتو را دید. کایتو با آن موهای سفیدِ خیره‌کننده و چشم‌های آبیِ شیطنت‌بارش، انگار پادشاهِ کلاس بود. وقتی میزوکی سعی کرد بدون جلب توجه سر جایش بنشیند، کایتو دستش را دراز کرد و با یک حرکت سریع، لپ‌های او را کشید!
میزوکی با تعجب و خشم گفت: «هوی! چیکار می‌کنی؟!»
کایتو با نیشخندی مغرورانه جواب داد: «لپ‌هات خیلی نرم به نظر می‌رسیدن! نتونستم جلو خودمو بگیرم. خوش اومدی به کلاسِ ما، میزوکی.»
دیدگاه ها (۰)

کسوف

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط