{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر زمان مے بینمت

هر زمان مے بینمت
قلبم پریشان مے شود

چشم هایم در هوایت
باز گریان مے شود

حس عشقم ناگهان
گل مے کند اما چه حیف

مثل داغے در میان
سینه پنهان مے شود...
دیدگاه ها (۳)

تا لبی #بر لب من #میلغزد#میکشم آه...که #کاش این او #بود ...ک...

خانم_ها_بدانند شما باید یک چیز از مرد زندگی خود انتظار داشته...

عاشق شدن را شاعرانه دوست دارمدلبستگی را بی بهانه دوست دارمدر...

مشرق و مغرب ار روم ور سوی آسمان شومنیسـت نشان زندگی تا نرسد ...

روایت شخصی | وقتی بخشی از من جا ماند

سلاممممم میدونم پارت قبلی مزخرف بود ولیبه این پارت حس خوبی د...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط