{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم گوشه ای که تا وا کنم ، بغض دیرینه ها

رفتم گوشه ای که تا وا کنم ، بغض دیرینه ها
شاید که خالی کنم این همه ، بغض و کینه ها

ناگهان ابری گذرش ، بر دل ما افتاد و رفت
سیل باران و رعد چشمانت دیدم به آیینه ها
دیدگاه ها (۱)

لبخند تو همیشه نزدیک استبه چهره امبه روزگارمهمانقدر که کتابی...

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من... دل من داند و من دانم و ...

دی هم تمام شد...دفتربهمن را باز کنبرگ اولش را باکاغذی ازجنس ...

بالا رفتن سن حتمی است ...اما اینکه روح تو پیر شود،بستگی به خ...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

💙امشب با رادیو گلهای رنگارنگ آهنگ سلام من به تو از بانو هاید...

به یاد سید یزدان موسوی جوانی که به خاطرهها پیوست

طبیعت

وقتی دلت تنگ می‌شود،بغضی آرام گوشه‌ی گلویت خانه می‌کندو تو ف...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

♥️🍃دعا می کنم برای توبرای خودمبرای همه مانکسی چه می داندشاید...

♥️🍃دعا می کنم برای توبرای خودمبرای همه مانکسی چه می داندشاید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط