رفتم تو اتاقو در و بستم

رفتم تو اتاقو در و بستم
+هی کجا در میری
_چون خودت دیدی چی شد
+حالا دیگه یه اتفاق بود . بیا بیرون
اومدم بیرون بدون اینکه نگاهش کنم رفتم بقیه ی ظرفارو شوستم رفتم رومبل نشستم و گوشیمو برداشتم
+تحویلم نمیگیری نه
_نه ازت خجالت میکشم
+چرا
_خودت میدونی
+اون یه اتفاق بود
ویو تهیونگ
درسته اتفاق بود ولی خوب بود(بسم الله)
_خوب من دیگه میرم بخوابم تو نمیای
+نه من بعدا میام
رفتم پیش کوک و جیمین(باهم دوستن علامت کوک♡جیمین♤)
♡خوب چی شد اومدی پیش ما
♤فک کنم دختره دست رد به سینش زده😂
+خفه
♤اوکی
+امروز لبامون اتفاقی خورد بهم بد اخلاق شد
♡بیرونت کرده؟
+نه بابا کی جرعت داره این کارو کنه
♤همونی که بوسیدیش😈
+یعنی جرعت داری دوباره حرف بزن
♡دادش اینو ول کن . حالا مشکل چیه
+وقتی این اتفاق افتاد یه حسی داشتم
♡بوی عشق میاد🤪
با پا یدونه زدمش
+باشما حرف زدن بهم کمک نمیکنه
رفتم تونه و بعد تو تخت دیدم ا/ت خوابه منم گرفتم خوابیدم

تموم شد امیدوارم خوشتون اومده باشه ❤️😘
دیدگاه ها (۳)

خوابیدمصبح با ویو ا/تاز خواب بیدار شدم دیوم تهیونگ خوابه فهم...

بعد تموم شدن تمرینا من رفتم رو چمنا نشستم و آهنگ گوش میدادم ...

وقتی گروه یونگی و هوسوک رفتن صدای جیغ هوسوک اومد داشت خندم م...

بعد غذا رفتیم خوابیدیم صب بیدار شدم فهمیدم تهیونگ دستمو بقل ...

ویو کوک-حالا اسمت چیه؟÷به تو چههیچ پری جرعت نکرده بود این حر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط