𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
p18
جونگکوک حالا تهیونگ رو به بیمارستان آورده بود. دست سرم زدش رو بوسه بارون کرد و به خودت لعنت فرستاد که اجازه داد امگا تمرین کنه.
۵ دقیقه بعد دکتر بالا سر تهیونگ حاضر شد. روی تخته شاسیش کلی کاغذ بود و درحالی که به یکی از کاغذ ها خیره شده بود با جونگکوک صحبت میکرد.
- پس گفتید هنوز یک روز هم از مارک شدنش نگذشته، نه؟
+ درسته، همین رو گفتم.
- بدنش خیلی ضعیف شده. تأثیرات مارک ۵ روز دیگه هم باقی می مونن.
با توجه به چیزی که تعریف کردید، وضعیتش مثل ۴ درصد شارژیه که بدون اینکه یک درصد بشه دستگاه رو خاموش میکنه. همچنین مچ پاشون هم پیچ خورده.
بدنش یهو انرژیش رو تموم کرده. چیز های مقوی بهش بدید و پیش خودتون نگهش دارید. غیر از سرم زدن و گفتن این حرف ها کار دیگه ای از دست من بر نمیاد.
الان ۲ ساعت میشد که تهیونگ پر سر و صدای لجباز، بی صدا روی تخت بیمارستان خوابیده بود.
جونگکوک تمام مدت به جزئیات چهره امگا خیره شده بود. چطور تونست باور کنه حال امگاش خوبه؟
دست تهیونگ ما بین دست های جونگکوک گم شده بود. جونگکوک ارزی حس کرد. دست تهیونگ داشت تکون میخورد. چشم هاش نیمه باز بودن.
-ج.. جونگ..جونگکوک؟
+ بیدار شدی دورت بگردم؟
- اینجا چی کار میکنی؟ چند ساعته اینجاییم؟
+ یه دو ساعتی شده.
همین که تهیونگ این رو شنید با چشم های نگران و درشتش به جونگکوک خیره شد.
- برگرد برو مدرسه، اگر اخراجت کنن چی؟ اگر کلا بهت حقوق ندن چی؟ همش تقصیر منه..
+ هی هی.. نگران چی هستی؟ فعلا مدرسه مهم نیست.
- ولی اگر به خاطر من اخراجت کنن چی؟ من نمیخوام دردسر درست کنم..
این رو گفت و زد زیر گریه. تأثیرات مارک بود؟
+ تقصیر تو نیست، به من گوش کن. هیچکس قرار نیست به خاطر تو من رو اخراج کنه، باشه؟ فعلا فقط به این فکر کن که بهتر شی. از قبل با آقای مدیر هماهنگ کردم. به نماینده ی کلاس هم گفتم تمرین هایی که میگم رو به بچه ها بده. الآنم تایم ورزش خیلی وقته که تموم شده.
- هوففف خیالم راحت شد. حالا بریم خونه دیگه.
تهیونگ گفت و سعی کرد بلند بشه.
+ نه نه نه نه، هنوز حالت خوب نشده.
این رو گفت و تهیونگ رو دوباره رو تخت خوابوند.
- نیمیخواممم خسته میشممم
+ هوففف باشه باشه از دکتر میپرسم که میتونی بری یا نه.
۲۰ دقیقه گذشته بود.
جونگکوک از دکتر راجب مرخص شدن تهیونگ پرسید و دکتر گفت میتونن تهیونگ رو ببرن. بعد از اینکه جونگکوک لباسای امگا رو درست کرد اون رو بغل کرد که به مچ پاش فشاری وارد نشه و تا ماشین همینطوری رفتن.
________
شرایط پارت بعد
۵۰ کامنت ۳۰ لایک ۵ بازنشر. لطفاً دوباره لایک و کامنتارو مثل قبل کنیددد
p18
جونگکوک حالا تهیونگ رو به بیمارستان آورده بود. دست سرم زدش رو بوسه بارون کرد و به خودت لعنت فرستاد که اجازه داد امگا تمرین کنه.
۵ دقیقه بعد دکتر بالا سر تهیونگ حاضر شد. روی تخته شاسیش کلی کاغذ بود و درحالی که به یکی از کاغذ ها خیره شده بود با جونگکوک صحبت میکرد.
- پس گفتید هنوز یک روز هم از مارک شدنش نگذشته، نه؟
+ درسته، همین رو گفتم.
- بدنش خیلی ضعیف شده. تأثیرات مارک ۵ روز دیگه هم باقی می مونن.
با توجه به چیزی که تعریف کردید، وضعیتش مثل ۴ درصد شارژیه که بدون اینکه یک درصد بشه دستگاه رو خاموش میکنه. همچنین مچ پاشون هم پیچ خورده.
بدنش یهو انرژیش رو تموم کرده. چیز های مقوی بهش بدید و پیش خودتون نگهش دارید. غیر از سرم زدن و گفتن این حرف ها کار دیگه ای از دست من بر نمیاد.
الان ۲ ساعت میشد که تهیونگ پر سر و صدای لجباز، بی صدا روی تخت بیمارستان خوابیده بود.
جونگکوک تمام مدت به جزئیات چهره امگا خیره شده بود. چطور تونست باور کنه حال امگاش خوبه؟
دست تهیونگ ما بین دست های جونگکوک گم شده بود. جونگکوک ارزی حس کرد. دست تهیونگ داشت تکون میخورد. چشم هاش نیمه باز بودن.
-ج.. جونگ..جونگکوک؟
+ بیدار شدی دورت بگردم؟
- اینجا چی کار میکنی؟ چند ساعته اینجاییم؟
+ یه دو ساعتی شده.
همین که تهیونگ این رو شنید با چشم های نگران و درشتش به جونگکوک خیره شد.
- برگرد برو مدرسه، اگر اخراجت کنن چی؟ اگر کلا بهت حقوق ندن چی؟ همش تقصیر منه..
+ هی هی.. نگران چی هستی؟ فعلا مدرسه مهم نیست.
- ولی اگر به خاطر من اخراجت کنن چی؟ من نمیخوام دردسر درست کنم..
این رو گفت و زد زیر گریه. تأثیرات مارک بود؟
+ تقصیر تو نیست، به من گوش کن. هیچکس قرار نیست به خاطر تو من رو اخراج کنه، باشه؟ فعلا فقط به این فکر کن که بهتر شی. از قبل با آقای مدیر هماهنگ کردم. به نماینده ی کلاس هم گفتم تمرین هایی که میگم رو به بچه ها بده. الآنم تایم ورزش خیلی وقته که تموم شده.
- هوففف خیالم راحت شد. حالا بریم خونه دیگه.
تهیونگ گفت و سعی کرد بلند بشه.
+ نه نه نه نه، هنوز حالت خوب نشده.
این رو گفت و تهیونگ رو دوباره رو تخت خوابوند.
- نیمیخواممم خسته میشممم
+ هوففف باشه باشه از دکتر میپرسم که میتونی بری یا نه.
۲۰ دقیقه گذشته بود.
جونگکوک از دکتر راجب مرخص شدن تهیونگ پرسید و دکتر گفت میتونن تهیونگ رو ببرن. بعد از اینکه جونگکوک لباسای امگا رو درست کرد اون رو بغل کرد که به مچ پاش فشاری وارد نشه و تا ماشین همینطوری رفتن.
________
شرایط پارت بعد
۵۰ کامنت ۳۰ لایک ۵ بازنشر. لطفاً دوباره لایک و کامنتارو مثل قبل کنیددد
- ۲.۲k
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط