𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
p19
تهیونگ از ترس مادرت قدمی به عقب برداشت و انقدر این کار رو تکرار کرد که کنار جونگکوک برگشت.
تهیونگ، این رو باید از زبون آقای جئون بشنوم؟ چرا نگفتی مارک شدی؟
- نمیخواستم... نمیخواستم نگرانت کنم...
خانم کیم شونه های پسرش رو گرفت و اون رو به سمت خودش کشید و خطاب به جونگکوک گفت:« چطوری میتونی همچین کاری کنید؟ اون فقط یه بچست چطوری تونستید اینطوری ازش سو استفاده کنید؟ میدونید مارک کردن یعنی چی؟ این مارک دیگه هیچوقت از بین نمیره.. از یه سری مادرا شنیده بودم که از دانش آموزا سو استفاده میکنید اما خواستم باور نکنم.. چطور تونستی با عزیز دردونه ی من این کارو کنی؟ گمشو بیرون از خونه ی من..گمشوو!!»
جونگکوک آرامشش رو حفظ کرد و تا خواست چیزی بگه تهیونگ شروع به صحبت کرد.
مامان ، جونگکوک هیچوقت ازم سو استفاده نکرده. خودم ازش خواستم مارکم کنه.. اون جفتمه.. خودم بهش چسبیدم تا توجهشو جلب کنم پس اگر قراره کسی باشه که اون رو مقصر بدونی جونگکوکنیست منم.
- اسم اون مرتیکه رو به زبون نیاز... من میدونم آقای جئون مجبورت کرده این رو بگی.. اگر آقای جئون اذیتت کرده و به کاری مجبورت کرده خجالت نکش و باهام صادق باش...
چی میگی مامان؟ به جونگکوک اعتماد نداری حداقل به من داشته باش.
«اگر مارک نمیشد، شاید تهیونگ از اون حالِ بد برنمیگشت… من مجبور شدم، چون انتخاب دیگهای نداشتم.»
جونگکوک با همون لحنش که هرکسی رو متقاعد میکرد و صدای بمش این هارو گفت.
- مطمئن باشید من آدمی نیستم که از تهیونگ سو استفاده کنم...
وقتی من هیت شده بودم و حالم بد بود و نمیتونستم بیام خونه تو کجا بودی؟ سر اون کار کوفتی؟ هرچقدر زنگ زدم جواب ندادی. خب جونگکوک اونجا بود. اون برعکس هر آلفایی در مقابل رایحم مقاومت کرد و من رو رسوند خونه. حتی با اینکه انقدر خودمو براش لوس کردم به خودش اجازه نداد کار خطایی انجام بده.. اون وقت تو به جای تشکر ازش اینطوری سرش داد میزنی و فحشش میدی، مامان؟
شرایط:
۶۰ لایک ۱۵۰ کامنت ۱۰ بازنشر
p19
تهیونگ از ترس مادرت قدمی به عقب برداشت و انقدر این کار رو تکرار کرد که کنار جونگکوک برگشت.
تهیونگ، این رو باید از زبون آقای جئون بشنوم؟ چرا نگفتی مارک شدی؟
- نمیخواستم... نمیخواستم نگرانت کنم...
خانم کیم شونه های پسرش رو گرفت و اون رو به سمت خودش کشید و خطاب به جونگکوک گفت:« چطوری میتونی همچین کاری کنید؟ اون فقط یه بچست چطوری تونستید اینطوری ازش سو استفاده کنید؟ میدونید مارک کردن یعنی چی؟ این مارک دیگه هیچوقت از بین نمیره.. از یه سری مادرا شنیده بودم که از دانش آموزا سو استفاده میکنید اما خواستم باور نکنم.. چطور تونستی با عزیز دردونه ی من این کارو کنی؟ گمشو بیرون از خونه ی من..گمشوو!!»
جونگکوک آرامشش رو حفظ کرد و تا خواست چیزی بگه تهیونگ شروع به صحبت کرد.
مامان ، جونگکوک هیچوقت ازم سو استفاده نکرده. خودم ازش خواستم مارکم کنه.. اون جفتمه.. خودم بهش چسبیدم تا توجهشو جلب کنم پس اگر قراره کسی باشه که اون رو مقصر بدونی جونگکوکنیست منم.
- اسم اون مرتیکه رو به زبون نیاز... من میدونم آقای جئون مجبورت کرده این رو بگی.. اگر آقای جئون اذیتت کرده و به کاری مجبورت کرده خجالت نکش و باهام صادق باش...
چی میگی مامان؟ به جونگکوک اعتماد نداری حداقل به من داشته باش.
«اگر مارک نمیشد، شاید تهیونگ از اون حالِ بد برنمیگشت… من مجبور شدم، چون انتخاب دیگهای نداشتم.»
جونگکوک با همون لحنش که هرکسی رو متقاعد میکرد و صدای بمش این هارو گفت.
- مطمئن باشید من آدمی نیستم که از تهیونگ سو استفاده کنم...
وقتی من هیت شده بودم و حالم بد بود و نمیتونستم بیام خونه تو کجا بودی؟ سر اون کار کوفتی؟ هرچقدر زنگ زدم جواب ندادی. خب جونگکوک اونجا بود. اون برعکس هر آلفایی در مقابل رایحم مقاومت کرد و من رو رسوند خونه. حتی با اینکه انقدر خودمو براش لوس کردم به خودش اجازه نداد کار خطایی انجام بده.. اون وقت تو به جای تشکر ازش اینطوری سرش داد میزنی و فحشش میدی، مامان؟
شرایط:
۶۰ لایک ۱۵۰ کامنت ۱۰ بازنشر
- ۱۵.۶k
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط