پارت ۱۲

..
.
.

که یهو کوک یواش به آنا گفت : زیاد نخور
آنا : به تو چه من چقدر میخورم
کوک: باشه خودت خواستی
یهو کوک لیوان آنا را از دستش گرفت و جلو امیر زنش گفت : زیاد نخور برات خوب نیست
آنا : آنا هم مجبور شد بگه باش
مهمانی تموم شده بود که
کوک به آنا گفت : امیر زنش امشب اینجا میمونن
آنا گفت : باش . آهان میگم که سارینا با آرتین ( پسر امیر ) کجا هستن
کوک : سارینا رفت داخل اتاق خودش خوابیده و آرتین هم رفته داخل اتاق مهمان خوابیده
۱ سالت بعد
ساعت ۱۱ شب بود
تینا به پسرش داخل یک اتاق خوابیده بودند .
امیر هم داخل اتاق مهمان خواب بود .
کوک هم داخل اتاق خودش بود .
و آنا هم داخل اتاق خود بود .
ساعت تایم ۱۱:۳۰ شده بود که همه خواب بودند .
بجز یکی که اون امیر بود .
آنا داخل اتاق خودش بود که هنوز کامل خواب نبود نیمه خواب بود امیر هم داشت میومد داخل اتاق آنا امیر وارد اتاق شد آنا درست متوجه نشد که امیر گرفت از پشت آنا را بغل کرد
آنا : تو کی هستی ......
تا آنا میخواست بگه کمک امیر بوسیدش
(همون لب منظورمه )
آنای بیچاره سیعی میکرد جیغ بزنه ولی هیچ کس نمی فهمید
امیر ( دیوث کی میگه امیرا دیوث نیستن ) ‌میخواست آنا را لخت... کنه و بهش تجاوز کنه که یهو .......



خب بریم سراغ شرط ها
لایک ها بالای ۱۰ تا
کامنت هرچه باشه مشکلی نیس
دیدگاه ها (۱۳)

اسمتو بگو قشنگم

اسمت خیلی خاصه الی

اسمت بگو قشنگم ؟

لباس آنا

𝚙𝚊𝚛𝚛11سوهو.. عذر میخوام ات منو ببخش واستا تو الان داری داداش...

عشق چیز خوبیه پارت ۷ که یهو جونگکوک اومد توی اتاق هی نزدیک و...

bad loveکه ا.ت تو ماشین خوابش برد و جیمین خودش ا.ت رو تو خون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط