اسم بازیگران زندگی
اسم : بازیگران زندگی
part60
(ویو ا.ت)
شروع کردم خوردن سمت دیگه ی پروانه که با میوه درست شده بود
'۴۰ ثانیه بعد'
وقتی که آخرین تیکه میوه رد گذاشتم توی دهنم مجری گفت تمام اگرچه جونگکوک ۵ ثانیه زودتر از همه ی ما سهم میوه خودش رو تموم کرده بود...بعضی از زوج ها میوه هاشون مونده بود و بعضی دیگه هم فقط یکیشون مونده بود و فقط ۳ نفر دیگه کاملا خورده بودن که دو تا زوج با تقلب تونستند ببرن ولی ماهم بردیم
(ویو نویسنده)
خانوم : از ۱۱ زوج توی مرحله ی اول فقط ۴ زوج برنده شد
و بعدش خودش دست زد و روبه بقیه کسایی که باختن کرد
خانوم : خدمتکارا بهتون جای تماشاچیها رو نشونتون میدن
بعصی از زوج ها کلافه بودن بعضی هم عصبانی و بعضی دیگر هم راضی بودن اما نه اونقدری که برای بردنگان خوشحال باشند
(ویو ا.ت)
مجری گفت اومدیم یه سالن دیگه اما...اینجا سالن نبود یه فضای باز مثل مزرعه بود و بزرگ نبود و ۲ تا عکاس هم اونما بودن نمیدونم برای چی
خانوم : خب همگی جمع شید
من،جونگکوک و اون ۴ تا زوج دور مجری جمع شدیم یکی از زنها از کنار من رد شد و من پام پیچ خورد و باعث شد که بیوفتم اما جونگکوک روبه روم بود برای اینکه نیوفتم هردوتا دستم رو دور یقه ش مشت کردم و اونم دستاشو دور کمر من پیچید تا نیوفتم به چشماش خیره شدم و دوباره توی اون سیاهی غرق شدم ، که مجری اومد جلو و سریع به عکاس ها گفت عکس بگیرن و قبل از اینکه به خودم بیام عکاس ها چندتا عکس گرفته بودن بعد از اینکه فهمیدم چی شد سریع از جونگکوک جدا شدم و مجری دست زد
خانوم : همینه عالی بودین
روبه بقیه ی زوج ها کرد و گفت
خانوم : مرحله دوم ژست گرفتن های عاشقانه بود اونم توی طبیعت و فعلا این بهترین ژستی بود که امروز دیدم ببینم بقیه تون چیکار میکنید
روبه عکاسا کرد و بهشون اشاره کرد
خانوم : شروع کنید
...
ادامه دارد🦋🕸
part60
(ویو ا.ت)
شروع کردم خوردن سمت دیگه ی پروانه که با میوه درست شده بود
'۴۰ ثانیه بعد'
وقتی که آخرین تیکه میوه رد گذاشتم توی دهنم مجری گفت تمام اگرچه جونگکوک ۵ ثانیه زودتر از همه ی ما سهم میوه خودش رو تموم کرده بود...بعضی از زوج ها میوه هاشون مونده بود و بعضی دیگه هم فقط یکیشون مونده بود و فقط ۳ نفر دیگه کاملا خورده بودن که دو تا زوج با تقلب تونستند ببرن ولی ماهم بردیم
(ویو نویسنده)
خانوم : از ۱۱ زوج توی مرحله ی اول فقط ۴ زوج برنده شد
و بعدش خودش دست زد و روبه بقیه کسایی که باختن کرد
خانوم : خدمتکارا بهتون جای تماشاچیها رو نشونتون میدن
بعصی از زوج ها کلافه بودن بعضی هم عصبانی و بعضی دیگر هم راضی بودن اما نه اونقدری که برای بردنگان خوشحال باشند
(ویو ا.ت)
مجری گفت اومدیم یه سالن دیگه اما...اینجا سالن نبود یه فضای باز مثل مزرعه بود و بزرگ نبود و ۲ تا عکاس هم اونما بودن نمیدونم برای چی
خانوم : خب همگی جمع شید
من،جونگکوک و اون ۴ تا زوج دور مجری جمع شدیم یکی از زنها از کنار من رد شد و من پام پیچ خورد و باعث شد که بیوفتم اما جونگکوک روبه روم بود برای اینکه نیوفتم هردوتا دستم رو دور یقه ش مشت کردم و اونم دستاشو دور کمر من پیچید تا نیوفتم به چشماش خیره شدم و دوباره توی اون سیاهی غرق شدم ، که مجری اومد جلو و سریع به عکاس ها گفت عکس بگیرن و قبل از اینکه به خودم بیام عکاس ها چندتا عکس گرفته بودن بعد از اینکه فهمیدم چی شد سریع از جونگکوک جدا شدم و مجری دست زد
خانوم : همینه عالی بودین
روبه بقیه ی زوج ها کرد و گفت
خانوم : مرحله دوم ژست گرفتن های عاشقانه بود اونم توی طبیعت و فعلا این بهترین ژستی بود که امروز دیدم ببینم بقیه تون چیکار میکنید
روبه عکاسا کرد و بهشون اشاره کرد
خانوم : شروع کنید
...
ادامه دارد🦋🕸
- ۳.۲k
- ۰۴ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط