شیخ را پرسیدن "علاج عشق" چیست؟
شیخ را پرسیدن "علاج عشق" چیست؟
شیخ رفت
و بالشی را بیاورد
سپس سرش را بر روی بالش قرار داد و فرمود
گم شین بیرون! میخوام بخوابم .
شیخ خسته بود....میفهمی خسسسته بود...
یک سری هستن وقتی نشستن روسری سرشونه،میان وسط برقصن روسریو برمیدارن،وقتی نشستن، باز روسری سر می کنن ..! :|میخواستم از همین تریبون بهشون خسته نباشید بگم
!!!
غضنفر:میخوام ازدواج کنم
رفیقش:با کی؟
غضنفر:معلومه دیگه احمق!با یه زن.مگه تو کسیو دیدی که با یه مرد ازدواج کنه؟
رفیقش:آره غضنفر:کی؟ !
رفیقش:خواهرم!!!..
شیخ رفت
و بالشی را بیاورد
سپس سرش را بر روی بالش قرار داد و فرمود
گم شین بیرون! میخوام بخوابم .
شیخ خسته بود....میفهمی خسسسته بود...
یک سری هستن وقتی نشستن روسری سرشونه،میان وسط برقصن روسریو برمیدارن،وقتی نشستن، باز روسری سر می کنن ..! :|میخواستم از همین تریبون بهشون خسته نباشید بگم
!!!
غضنفر:میخوام ازدواج کنم
رفیقش:با کی؟
غضنفر:معلومه دیگه احمق!با یه زن.مگه تو کسیو دیدی که با یه مرد ازدواج کنه؟
رفیقش:آره غضنفر:کی؟ !
رفیقش:خواهرم!!!..
- ۷۱۷
- ۰۴ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط