{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«دو پارتی»

«دو پارتی»

وقتی قرار بود بهت رانندگی یاد بده و....✨🍮پارت اول:////

سانی{با حس نوازش دستی روی سرم پلک هامو از هم فاصله دادم که با چهره ی خندون جین مواجه شدم...لبخندی زدم و دستامو براش باز کردم تا بغلم کنه

جین{گربه کوچولوم رو تو بغلم گرفتم و به نوازش کردن موهای ابریشمیش ادامه دادم...صبحت بخیر باشه پیشی

سانی{مشت اروم تو بازوش زدم و از بغلش بیرون اومدم...یاااا دوباره به من گفتی پیشیی؟

جین{تک خنده ای کردم و سری به علامت تایید نشون دادم...تا مشتای کوچولوش اومد روی بازوهام فرود بیاد دستاشو گرفتم و نیم خیزش کردم...پاشو پیشی خانوم وقت برای زدن من هست پاشو صبحونه بخور که تمرین رانندگی داری‌.

سانی{تا اسم رانندگی رو اورد لرزی کردم و سر جام نشستم...امم جین نمیشه رو تصمیمت یکم بیشتر فکر کنی؟

جین{نخیر مادمازل چه بخوای چه نخوای باید رانندگی یاد بگیری...بدون اینکه بهش محلت حرف زدن بدم از سرجام بلند شدم و همونطوری که به طرف در میرفتم گفتم...تا صبحونه رو اماده میکنم دست و صورتتو بشور و بیا

*ساعت 11:24 ظهر_سئول*

جین{سانی استرستو بزار کنار فقط یه رانندگیه سادست منم کنارتم و بهت کمک میکنم

سانی{گریه الکی کردم و با لحنی که سعی میکردم راضیش کنم گفتم...جینی بیا اصلا یه کار دیگه کنیم هوم؟...بریم فیلم ببینی؟بریم کتاب بخونیم؟یا هم میتونی بریم اشپزی کنیم...هوم؟

جین{دستای کوچیک و سردشو توی دستم گرفتم...عشق من هیچی نمیشه بهت قول میدم مراقبم فقط میخوام از این به بعد راحت باشی باشه؟

سانی{...
~~~~~~~~~~~~~~~~
سلام توت فرنگیام🐾
اینم از فیک جدید امیدوارم دوسش داشته باشین 🤍🤏
دیدگاه ها (۹)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁰ویو: جونگ کوکصبح با نور افتاب بی...

پارت ۴ ویو ا.ت با نوازش دستایی روی موهام چشمام رو باز کردم ت...

پارت ۴نقشه ای از قرار فردا روی تخته کشیدم لب زدم گفتم« ببین ...

رمان عشق ممنوع

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[24]در کنار تهیونگ نشستم که تهیونگ برگشت ...

فیک شوگا پارت هفتم مافیای بیرحم دختر لجباز

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

Part ²⁰ویو لیلیخوابوندمش رو تخت و پتو رو کشیدم روش چند روز ب...

#in_your_eyespart_9۶ویو کایلا "یک ماه بعد"با صدای آلارم گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط