{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"قصه منو از اول مرور کن"

"قصه منو از اول مرور کن"

توو خودم بودم ...خسته... نمی دونستم چیکار کنم

آروم اومدی . باورم نشد . حرف زدی آروم شدم

یه دونه ستاره شدی برام . یه ستاره خیلی روشن

آخه آسمون من خالی بود .ستاره نداشت
از وقتی اومدی همه جا روشن شد

قفلی که به دلم زده بودم رو باز کردی و اومدی تو قلبم

آشتی دادی منو با تموم چیزایی که فکرشم نمیکردم که وجود داشته باشه
دیدگاه ها (۹)

"دوستش داشتم" اما مجبور به ترکش شدم نه خودخواهم نه رفیق نیم...

میزنم به سلامتی حرفای دلم که به هیچ کس نگفتم/اینکه کوه دردبو...

ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺍﯾﺖﺗﺮﺍﻧﻪﻫﺎﯼ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪﻫﻤﯿﻦ ﺩﺳﺖﺳﻮﺧ...

خــــــــــــــــــــــدایـــــــــــــــــــــــــــــا...ر...

یادآوریِ خاطره‌هات داره تا مغز استخونم می‌سوزونتم.نمی‌دونم چ...

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط