{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح ازل را با قدومش با صفا کرد

صبح ازل را با قدومش با صفا کرد
در عرش اعلا محشر کبری به پا کرد

زینب سلام الله وقت خلقت عشق
در عالم بالا تبانی با خدا کرد

پیغمبر روز دهم پیغمبری را
تکلیف شرعی تمام انبیا کرد

با یک نخ از چادر نمازش بین جنت
یک جنت دیگر برای خود بنا کرد

اول تلفظ کرد آیات جنون را
بعدا مجانین را برای خود جدا کرد

رب جلی گفتا : دعایی کن عقیله
بی بی همانجا سینه زن ها را دعا کرد

اقبال رو کرد و میان عالم زر
بی بی خودش با دست خود من را سوا کرد

وقت ولادت تار و پود باطنم را
با عشق حیدر ، مهر زهرا آشنا کرد

در پنجمین روز تولد با نگاهی
من را محب خامس آل عبا کرد

بی دست و پا بودم ولی زینب برایم
شغل شریف نوکری را دست و پا کرد

گفتم که بانو ، حج نرفتم چاره ای کن
از لطف من را محرم صحن رضا کرد

گفتم که انگور کجا شربش حلال است ؟
چرخید و رویش را به ایوان طلا کرد

تا با خودم گفتم : چه شد اذن زیارت ؟
یکباره من را راهی کرب و بلا کرد

گفتم که بی بی معنی سردرگمی چیست ؟
من را میان قتلگاه و تل رها کرد

جانم به قربان وفای خواهری که
طفلان خود را ظهر عاشورا فدا کرد

می خواست که شرم برادر را نبیند
در بین خیمه ماند و دِینش را ادا کرد

صد مرتبه بالای تل روی زمین خورد
وقتی تماشای فرود نیزه ها کرد

با خطبه های مرتضایی در اسارت
او مثل کوفه شام را هم کربلا کرد

باید نماز صبر را با او بخوانم
باید رشادت را به زینب اقتدا کرد
دیدگاه ها (۳)

بهشت اهل ولا شد مدینه با زینبپُر از سرور و صفا شد مدینه با ز...

یــا زِیْـــــنَـــــبْ(س)در دفــاع از حرمت ما بخــدا بیداری...

یا زینب کبری(س)هر آنچه داد به زینب ، خدای زینب داد چه رزق ها...

شعری که آیت الله بهجت ره در اواخر عمرشان زمزمه می کردند.با ک...

قاتل قلبم پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط