part1

part1
ا.ت دختری فقیر بود اما دل بسیار پاکی داشت او در ده سر سبزی با خانوادش یعنی پدر و مادر و برادر بزرگترش زندگی میکرد...
روز ها تند تند سپری میشد و دخترک مشتاق بود تا پرنس رویاهایش را ببیند او همچنان چشم به آسمان می گوشود تا ستاره هارا تماشا کند و یکی یکی ان ها را بشمارد


تهیونگ پسری مهربون و کاریزماتیکی بود او در خانواده ی ثروتمندی زندگی میکرد او دلش میخواست هر چه زود تر شاهزاده ی خود را ببیند
دیدگاه ها (۰)

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

part : 51chapter : 2.......... 2 روز بعد ..........در طول ای...

Seven

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دمPart 2/2کیوکا کنار دخت...

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 :: part³: ...

(:♡رز ابی من part.3/2.اول عکسا .بخش سوم ♡~~قدم های بلندش رو ...

متضاد من وتو Part 3 فکر نمی کرد دوباره با او چشم در چشم شود ...

دوباره به دختر حس اضافه بودن دست داده بود. البته چیز جدیدی ن...

پرنس بی احساس

Part ⁴⁹£ پیداش نکردی؟ & مگه کجاست؟ £ داره عر میزنه میگه زشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط