{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی روی ایوان نشسته بودم

وقتی روی ایوان نشسته بودم .
اصلا فکرش رو هم نمی‌کردم که کسی با بیل بکوبه توی کمرم .
وقتی بیل رو عقب میبرد و مثل نیزه فرو میکرد توی کمرم .
هر لحظه بیشتر شکافته میشد .
اما وقتی به خودم اومدم ، فهمیدم که تمام این مدت داشتم به این فکر میکردم که :
چطور درد بکشم ؟
آخه آدم وقتی به این فکر می‌کنه ، دیگه نمیتونه به ضارب آسیبی برسونه ، حتی نمیتونه بهش فکر کنه ...
فقط باورش نمیشه که کمر ، این کمر خون آلود ، برای خودشه و داره با یک بیل پاره میشه .
فقط همین .
باید خیلی زمان صرفه کنه تا بتونه باورش کنه ، این رو که مجبوره درد بکشه و هیچ راه دیگه ای نداره ...

شاید چون بخشی از او ، می‌دونه که هرگز مجبور نیست .
دیدگاه ها (۰)

۱از رو به رو که می‌آیی باید از هیچ چیز دریغ نکنی .احوال پرسی...

آسمانش مصنوعی به یاد پاکت هایی که می‌فرستاد .زمینش اما طبیعی...

✧༻ .. 𝘕𝘢𝘩𝘢𝘯𝘨⁵²𝘏𝘻 .. ✧༻احتمالا شنیدید که یه جی*کوکر وقتی که ...

نام فیک:عشق مخفیPart: 15م. باشه الان بهش زنگ میزنمات. مرسی*ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط