{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توی قاب خیس این پنجره‌ها

توی قاب خیس این پنجره‌ها
عکسی از جمعه‌ی غم‌گین می‌بینم،
چه سیاه ئه به تن‌اش رخت عزا!
تو چشاش ابرای سنگین می‌بینم.
داره از ابر سیا خون می‌چکه!
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!
نفس‌ام در نمی‌آد، جمعه‌ها سر نمی‌آد!
کاش می‌بستم چشامو، این ازم بر نمی‌آد!
داره از ابر سیا خون می‌چکه!
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!
عمر جمعه به هزار سال می‌رسه،
جمعه‌ها غم دیگه بی‌داد می‌کنه،
آدم از دست خودش خسته می‌شه،
با لبای بسته فریاد می‌کنه:
داره از ابر سیا خون می‌چکه!
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!
جمعه وقت رفتن ئه, موسم دل‌کندن ئه،
خنجر از پشت می‌زنه, اون که هم‌راه من ئه!
داره از ابر سیا خون می‌چکه!
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!
دیدگاه ها (۱)

باز هم آفتاب غروب کرد و شب اومدبه جون خسته*ام باز هم تب اومد...

Geri döndüren gördün mü geçmişiگذشته ای راکه پشت سر گذاشتی ر...

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارمتو را به خا...

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت 12ویو کوکبارون ...

### پارت ۸: خنجرِ پنهان در تاریکیبارون به شدت به شیشه‌هایِ ع...

beach 𝕻𝖆𝖗𝖙2ویو ته‌یونگتوی تاریکی شب، توی کوچه‌های باریک شهر ...

آرت مخصوص خودم این آرت منه این آرت رو بر اساس خودم کشیدم پس ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت دوازدهم ۱۲

dark life = 38

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط