کاش در آن لحظه که بهت ایمان آورده بودم خنجر نا امیدی ر

کاش در آن لحظه که بهت ایمان آورده بودم ، خنجرِ نا امیدی را در قلبم فرو نمی‌کردی...
من با غروری کودکانه از تو گفته بودم ، بی‌آن‌که بدانم آدم‌ها گاهی نقاب می‌زنند ، نه برای فریب ، که برای فرار از خودشان...
دیدگاه ها (۰)

دوستش می‌داشتم ؛ نه آنگونه که آدمی به آدمی دل می‌بندد ، بلکه...

آن‌گاه که روحت در تاریکی فرو رفته بود، بی‌هیچ واهمه‌ای رهایم...

قبل از رفتن‌شان ، سعی می‌کنند سناریویی عالی بسازند تا تو را ...

شاید من بهترین آدم زندگیت نبودم ، اما یه روزی اگه یادم بیوفت...

سناریو: (وقتی دوست دارن ولی تو....)وقتی دوست دارن ولی تو دوس...

هر کدومتون برام زحمت کشیدید واقعا ازتون بابت همه چیز همه چیز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط