من از مجاورت یک درخت می آیم
من از مجاورت یک درخت می آیم
که روی پوست ان دست های ساده غربت اثر گذاشته بود :
سفر مرا به جاهایی دور برد.
چه خوب یادم هست
عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:
وسیع باش،و تنها، و سر به زیر،و سخت.
من از مصاحبت آفتاب می آیم،
کجاست سایه؟
هنوز برگ
سوار حرف اول باد است.
هنوز انسان چیزی به آب می گوید
و در مدار درخت
طنین بال کبوتر،
حضور مبهم رفتار آدمی زاد است.
سفر مرا به باغ در چند سالگی ام برد
و ایستادم تا
دلم قرار بگیرد،
که روی پوست ان دست های ساده غربت اثر گذاشته بود :
سفر مرا به جاهایی دور برد.
چه خوب یادم هست
عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:
وسیع باش،و تنها، و سر به زیر،و سخت.
من از مصاحبت آفتاب می آیم،
کجاست سایه؟
هنوز برگ
سوار حرف اول باد است.
هنوز انسان چیزی به آب می گوید
و در مدار درخت
طنین بال کبوتر،
حضور مبهم رفتار آدمی زاد است.
سفر مرا به باغ در چند سالگی ام برد
و ایستادم تا
دلم قرار بگیرد،
- ۲.۴k
- ۱۲ شهریور ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط