{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کنار چشمه ای بودیم در خواب

کنار چشمه ای بودیم در خواب
تو با جامی ربودی ماه از آب
چو نوشیدیم از آن جام گوارا
تو نیلوفر شدی من ♡اشک مهتاب♡

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست
دلم دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

به شب فانوس بام تار من بود
گل آبی به گندمزار من بود
اگر با دیگران تابیده امروز
همه دانند روزی یار من بود
‍‌
دیدگاه ها (۶)

می نویسم دوستت دارم...بخوان دلم برایت تنگ شدهمی نویسم به یاد...

من از مجاورت یک درخت می آیمکه روی پوست ان دست های ساده غربت ...

همیشه یکرنگ بمان🎨 🎗 حتی اگر🏵 در دنیایی زندگی میکنی که🎗 مردمش...

پندواندرز🌸 🌸 یک رابطه خوب زمانی ست که،،،،کسی پذیرای؛گذشته .....

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۱: «قدر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط