{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

واژه های باران

واژه های باران

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند

مثل آسمانی که امشب می بارد....

و اینک باران

بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند


و چشمانم را نوازش می دهد

تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
دیدگاه ها (۲)

سلام دوستان یه مشکلی برام پیش اومده تو رو خدا برام دعا کنید ...

کم کم یاد خواهم گرفت !با آدمها همانگونه باشم ، که هستند ... ...

دلم نه دروغهای قشنگ میخواهد نه ادعاهای بزرگ و نه بزرگ های پر...

آه که امشب آهم دلم را میسوزاند، گلویم گلو نیست انگار بستر بغ...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

طبیعت

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

‌ ‌ ‌🖤🥀🖤🥀🖤🥀🖤🥀 کربلا…🥀💔اینجا دل را جا می‌گذاری و با چشمانی خی...

احساس می‌کنم پاییز آسمان را به من نزدیک‌تر می‌کندانگار هدیه ...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط