{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه داستان

ادامه داستان

پس از مدت طولانی ای مامان دخترک در را باز میکند و بدون نگاه کردن به بچش میرود...
دخترک بیرون میاد و بدون هیچ اعتراضی میره تنها توی اتاقش تا پیش عروسکاش باشه
فردای اون روز دخترک چون خیلی از مامانش میترسید هیچ مقاومتی در برابر رفتن به مهد کودک نشون نداد و از اون زمان ترس دخترک از مامانش شروع شد..
دیدگاه ها (۰)

ادامه:دخترک تا به خودش اومد باید میرفت کلاس اول..دقیقا توی ه...

دخترک بعد از فهمیدن این موضوع پیش مامانش زندگی میکرد...یه چن...

روال امتحان ریاضی:😂🤣

دو پارتی مامان!؟ات : سلام من اتم معلم مهد کودک ...ته : منم ت...

متیو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط