جوابش دادم
𝐦𝐢𝐧𝐞
#𝐦𝐢𝐧𝐞
𝐩𝐚𝐫𝐭 ¹⁴
جوابش دادم
کاترینا : الو...
🗣️ : .......
کاترینا: الووووو ... صدام میاد؟
🗣️ : نجاتم بده لطفا ..... من ..... من نمی خوام بمیرم ( ترسیده )
کاترینا : یعنی چی ؟ ( زمزمه ) ببخشید به شماره اشتباه زنگ زدین
می خواستم قطعش کنم
که...
🗣️ : نه نه نه لطفا این کارو نکن مگ.. مگه تو کیم کاترینا نیستی ؟ ( ترسیده )
صداش خیلی ترسیده به نظر می یومد و نفس نفس می زد
یکم می ترسیدم اما به روم نیاوردم
کاترینا : درسته من کیم کاترینا هستم فقط ..... شما ؟
🗣️ : م....م من ..
منتظر شنیدن اسمش بودم.....
🗣️ : من ....
ادامه شو نگفت چون صدای ماشه تفنگ اومد
دیگه واقعا ترسیدم
کاترینا : الو .... الو ؟
احساس کردم اون فرد کشته شد
چند ثانیه هیچ صدایی نیومد
🗣️ : عهههه .... سلام خوبی کاترینا چه خبرا ؟
این یه فرد دیگه بود
هم لحنش هم صداش
یعنی واقعا اون فرد ناشناس کشته شد..؟
کاترینا : چرا کشتیش ؟
🗣️ : تو از اونا نمی فهمی ولش کن
خب .... چه خبرا ؟ ( قهقهه ) ..... با اومدن به کره خیلی اشتباه بزرگی کردی
زیاد به افراد دور و برت اعتماد نکن چون اونا می خوان بکشنت جوری که من می خوام بکشمت
کاترینا : تو کیای؟ ( ترسیده )
🗣️ : خودت چی فکر می کنی ؟
وقتی از من جوابی دریافت نکرد یه قهقهه شیطانی کرد
و گوشی رو قطع کرد
به صفحه گوشی زل زدم
نه من جواب سوالم رو نگرفتم
دوباره زنگ زدم ولی خاموش بود
صدای قلبم قشنگ تو گوشم بود
هیچی نمیفهمیدم
پاهام شل می شد چیزی نمونده بود که بیفتم زمین
ولی یه دستی مردانه رو شانهم حس کردم...
ادامه دارد...
#مال_من
#𝐦𝐢𝐧𝐞
𝐩𝐚𝐫𝐭 ¹⁴
جوابش دادم
کاترینا : الو...
🗣️ : .......
کاترینا: الووووو ... صدام میاد؟
🗣️ : نجاتم بده لطفا ..... من ..... من نمی خوام بمیرم ( ترسیده )
کاترینا : یعنی چی ؟ ( زمزمه ) ببخشید به شماره اشتباه زنگ زدین
می خواستم قطعش کنم
که...
🗣️ : نه نه نه لطفا این کارو نکن مگ.. مگه تو کیم کاترینا نیستی ؟ ( ترسیده )
صداش خیلی ترسیده به نظر می یومد و نفس نفس می زد
یکم می ترسیدم اما به روم نیاوردم
کاترینا : درسته من کیم کاترینا هستم فقط ..... شما ؟
🗣️ : م....م من ..
منتظر شنیدن اسمش بودم.....
🗣️ : من ....
ادامه شو نگفت چون صدای ماشه تفنگ اومد
دیگه واقعا ترسیدم
کاترینا : الو .... الو ؟
احساس کردم اون فرد کشته شد
چند ثانیه هیچ صدایی نیومد
🗣️ : عهههه .... سلام خوبی کاترینا چه خبرا ؟
این یه فرد دیگه بود
هم لحنش هم صداش
یعنی واقعا اون فرد ناشناس کشته شد..؟
کاترینا : چرا کشتیش ؟
🗣️ : تو از اونا نمی فهمی ولش کن
خب .... چه خبرا ؟ ( قهقهه ) ..... با اومدن به کره خیلی اشتباه بزرگی کردی
زیاد به افراد دور و برت اعتماد نکن چون اونا می خوان بکشنت جوری که من می خوام بکشمت
کاترینا : تو کیای؟ ( ترسیده )
🗣️ : خودت چی فکر می کنی ؟
وقتی از من جوابی دریافت نکرد یه قهقهه شیطانی کرد
و گوشی رو قطع کرد
به صفحه گوشی زل زدم
نه من جواب سوالم رو نگرفتم
دوباره زنگ زدم ولی خاموش بود
صدای قلبم قشنگ تو گوشم بود
هیچی نمیفهمیدم
پاهام شل می شد چیزی نمونده بود که بیفتم زمین
ولی یه دستی مردانه رو شانهم حس کردم...
ادامه دارد...
#مال_من
- ۱.۶k
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط