{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غسال جوانی را می شست

غسال جوانی را می شست
دیدم زار زار گریه می کرد
بهش گفتم چی شده توڪه روزی صد تا رو غسل میکنی!
روی بازوی جوان رو نشونم داد
نوشته بود برام گریه کن غسال
مآدر ندارم
بانازبشور
بدون نازکش قدکشیدم
دیدگاه ها (۶)

ْ♔مُخَم خالیِه↠♘زیـــرَم قالیه↝💔 JOiN➺ 💔 @FaZgHaM 💔 ♙عَـــج...

😔 🔛 😔 🔛 😔 🔛 😔 🔛 😔 اُسکار دردناک ترین لحظــه ام میرســه به او...

ایـــــن دُنیـــــٰا پـــــر اَزآدَمـــــاے دُروغـگـــــوبـا...

‏-بیا از اول شروع کنیم+از اول؟-آره+باشه تو دروغ بگو من باور ...

پارت 6 صبح عروسیمون بود برای نامجون بهترین روز زندگیش ولی بر...

رز سیاه پارت 6

part. 8.-..بریم سالن ورزش میخوام تنهاباشم .. گرفتمش و بردمش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط