مروح کن دل و جان را دل تنگ پریشان را


مروح کن دل و جان را، دل تنگ پریشان را

گلستان ساز زندان را، براین ارواح زندانی

#حضرت_عشق_مولانا
دیدگاه ها (۲)

‏کار از غرق شدن گذشته، من تو فکر و خیال حل شدم

عشقاتفاقِ غریبی ست..!آنجاست، دور از دست‌های مناینجاست، دور ا...

یکـــــی زیر... یکـــــی رو...زیباترین بافتنــی دنیاست...دست...

این بار مینویسمت…” تو ” را میان اصطحکاک مداد و کاغذگیر خواهم...

گیسو پریشان جاده را کمتر پریشان کنقدری مدارا با دل غمگین آبا...

⁨⁨⁨⁨⁨تاری بزن با ساز دل آتش بزن بر راز دل وآنگه همین پیمانه ...

خنده کن هر صبح بر رخسارهٔ نیکوی عشقخانه‌ی دل را گلستان کن به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط