{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق من part

[عشق من] part2
خبببب با اینکه کامنتی برام نزاشتین و لایک نکردین پارت اول رو ولی باز پارت دوم رو گذاشتم تا ببینم اگه میخواید ادامه بدم فیک رو

ویو لیا:
که هیسونگ اومد و پیشم نیشست و یه برگه از دفترش کند و انگاری داشت یچیزی مینوشت و بعد از یک دقیقه برگه رو به سمت هل داد و گفت بخونش. منم که از فضولی داشتم میمردم برگه رو باز کردم و دیدم که نوشته (نیازی نیست به معلم بگی نخوندی خودم بهت میرسونم)
با این حرفش شکه شدم اخه چرا باید به منی که تازه به این کلاس اومدم کمک کنه تصمیم گرفتم یچیزی توی برگه براش بنویسم و همینکارو هم کردم توش نوشتم(ممنون اما معلم میفهمه) برگه رو به سمتش هل دادم اونم برگه رو باز کرد و خوند و یه پوزخند صدا داری زد که نفهمیدم معنیش چی بود. بعد از چند دقیقه امتحان شروع شد و با چشمای درشت به برگه زل زدا بودم. واقعا هیچی بلد نبودم خب معلومه من یه ماه مدرسه نرفته بودم و الان امتحان ریاضی...اوففففف... یهو هیسونگ برگشو تقریبا به سمت من گرفت تا بتونم بخونم برگشو منم از خدا خواسته از روی هیسونگ تقلب کردم . که وقت امتحان تموم شد و همه برگه ها رو به معلم دادن من و هیسونگ بیست شدیم از اون لحظه فهمیدم درسش خوبه. زنگ خورد و تصمیم گرفتم ازش تشکر کنم رفتم به حیاط مدرسه اما اون با دوستاش داشت میگفت و میخندید یکم خجالت کشیدم اما جرعتم رو جمع کردم تا برم پیشش که چند تا از دخترایی که از هیسونگ خوششون میومد اومدن موهامو خیلی بدجور کشیدن و منو بردن پشت حیاط مدرسه و انداختنم زمین دستام زخم شد و باز هم شروع کردن به اذیت کردم .
هانا : بسه بچه ها امروز به اندازه کافی کتک خورد. هی کوچولو یادت باشه هیسونگ مال منه اگه یبار دیگه نزدیکش بشی بدتر از این سرت میارم

سرم درد داشت و از پیشونیم که زخمی بود خون میومد یهو دیدم که هیسونگو چند تا از رفیقاش اومدن سمتم خواستم بلند شم اما پام خیلی درد میکرد رفیقاش و خودشم اومدن سمتم و کمکم کردن بلند شم

لیا:..ممنون..اخ..
هیسونگ: چه بلایی سر خودت اوردی چرا انقدر زخمی..

که دخترا پشت سرش فرار کردن منم با عجله و درد سعی کردم برگردم سر کلاس اما هیسونگ نذاشت
هیسونگ:هی ناید اینجوری بری اسیب دیدی اید بری پیش پرستار .
لیا:نه...خوبم..راستی بابت امتحان... ممنونم...
و بعد....


نمیدونم چرا پارت دوم رو هم گذاشتم ولی لطفا حمایت کنید اگه نمیخواید ادانه فیک رو بنویسم بگین یه فیکجدید رو شروع کنم یا نظر بدین که بتونم طبق گفته شما یه فیک بنویسم ممنون😊
دیدگاه ها (۰)

بخدا منم مثل این گربه گناه دارم لطفا لایک کنین تا پارت بعد و...

[ عشق من ] part3 (با اینکه لایکا به ۵ تا نرسید ولی طاقت نیاو...

سلام صبحتون بخیر🤗یه سوال چرا کسی نه لایک میکنه نه کامنت میزا...

[عشق من] part 1سلام من لیا هستم و ۱۶ سالمه تازه به یه مدرسه ...

اسم فیک : عشق من خلاصه رمان : لیا یه دختر ۱۶ ساله هست که چند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط