{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه قدر حس زلالی ست شاعرت باشم

چه قدر حس زلالی ست شاعرت باشم
شریک خلوت شب های خاطرت باشم

چه قدر با تو قشنگ است منتظر ماندن
قطار باشی و من هم مسافرت باشم

قرار باشد و بوسه، درخت باشد و برگ
به کوچه کوچه ی پاییز، عابرت باشم

سکوت باشی و خواهش، کلید باشم و در
شراب باشد و بستر، مجاورت باشم

همین دو جمله ی کوتاه راز خوشبختی ست:
به خاطر تو بمانم... به خاطرت باشم...
دیدگاه ها (۱)

هنـــوز این دل گرفتــــار است باور کنسـزایـــش حلقـــه ی دار...

امشب افتــاده به جانـــم تب یادت ، چه کنم؟من نــدارم به غم ه...

هیچ یادم میکنی آرام جان خسته ام ؟هیچ یادم میکنی معشوقه ی مم...

تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااو که هرگز نتوان یافت همانند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط