{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را

منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را

مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را

قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را

حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را :

منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را !
دیدگاه ها (۲)

.تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااو که هرگز نتوان یافت همانن...

تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااو که هرگز نتوان یافت همانند...

تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااو که هرگز نتوان یافت همانند...

تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااوکه هرگز نتوان یافت همانندش...

تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااو که هرگز نتوان یافت همانند...

🌱تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااو که هرگز نتوان یافت همانن...

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را او که هرگز نتوان یافت همانن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط