آیدای خوب
آیدای خوب
آیدای مهربان، آیدای خودم!
بگذار این حقایق را برایت بگویم.
راستش این است. من نمیبایستی به تو نزدیک میشدم، نمیبایستی عشق پاک و بزرگ تو را متوجه خودم میکردم، نمیبایستی بگذارم تو مرا دوست بداری.
من مردهیی بیش نیستم و هنگامی که تو را دیدم آخرین نفسهایم را میکشیدم.
شرافتمندانه نبود که بگذارم تو مردهیی را دوست بداری.
مثل خون در رگهای من
احمد شاملو
آیدای مهربان، آیدای خودم!
بگذار این حقایق را برایت بگویم.
راستش این است. من نمیبایستی به تو نزدیک میشدم، نمیبایستی عشق پاک و بزرگ تو را متوجه خودم میکردم، نمیبایستی بگذارم تو مرا دوست بداری.
من مردهیی بیش نیستم و هنگامی که تو را دیدم آخرین نفسهایم را میکشیدم.
شرافتمندانه نبود که بگذارم تو مردهیی را دوست بداری.
مثل خون در رگهای من
احمد شاملو
- ۳.۳k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط