ستاره ی سرخ اسمون

ستاره ی سرخ اسمون
پارت ۳

ا/ت : من فکر میکردم تو ناراحت میشی . . .

اکازا سرش رو ب من نزدیک میکنه . نا خداگاه چشم هام بسته میشه و اکازا لب هام رو میبوسه .
برای اولین بار احساس کردم ک نسبت ب اکازا حس دارم .
ما میریم روی تخت و برای اولین بار با ارامش میخوابیم .
روز بعد ک بیدار شدم دیدم ک اکازا اینجا نیست . از اتاق خواب اومد بیرون و اکازا رو صدا زدم .

ا/ت : اکازا . . .

اکازا داشت ب با تلفن حرف میزد . مثل اینکه جناب موزان بود چون اکازا همش حرف هاش میگفت ارباب ، ارباب . بعد گوشیش رو قطع میکنه و ب سمت من میاد .
اکازا دستش رو میبره و صورت من رو نوزاش میکنه .

اکازا : بیدار شدی گربه کوچولوی من . . .

ا/ت : اهممم . . ‌.

اکازا لبخند ی میزنه و لب های منو میبوسه ‌.

اکازا : خب دیگه . . . من وقت زیادی ندارم باید برم . . .

ا/ت : کجا میخوای بری . . . ؟ منم همراهت میام . . .

اکازا : منو احضار کردن . . . تو نباید همراه من بیای . . .

ا/ت : لطفا . . . منم همراهت ببر . . .

اکازا : دوما اونجاست من نمیخوام اون تو رو ببینه . . .

ا/ت : ولی من نمیرم پیش دوما

بعد از کلی خواهش بالاخره قبول کرد .

اکازا : باشه ولی از کنار من جُم نمیخوری .

ا/ت : باشه . . .

لباس هامون رو عوض کردیم و سوار ماشین شدیم و ب سمت قلعه رفتیم .
حدودا بعد از نیم ساعت ب اونجا رسیدیم و وارد قلعه شدیم .
و منو اکازا روی صندلی نشستیم .
بعد کوکوشیبو اکازا رو صدا کرد . منو اکازا ب سمت کوکوشیبو رفتیم .

کوکوشیبو ب من نگاه میکنه .

کوکوشیبو : این کیه . ‌. . ؟

اکازا : این همسرم ا/ت‌ه .

کوکوشیبو : اون نمیتونه بیاد اینجا .

اکازا : ولی . . .

ا/ت : نگران نباش من جایی نمیرم . . .

اکازا دستمو میگیره و میکشه و اروم توی گوشم .

اکازا : اگه دوما بهت نزدیک شد ازش فاصله بگیر . اون موهاش بلند و طلایی با چشم های رنگین کمونی . باشه .

ا/ت : باشه .

کوکوشیبو : چیشد پس . . .

اکازا همراه کوکوشیبو میره و من رفتم و روی ی صندلی نشستم .
چند دقیقه بعد صدای ی نفر رو شنیدم ک داشت میگفت هعیی چ خانم کوچولوی خوشگلی .
سرم رو برگردوندم و دیدم ک دوما اونجاست . خواستم بلند شم ک دوما با سرعت ب سمتم میاد و دستم رو میگیره .

ا/ت : دستم رو ول کن . . . اکازا گفته ک نباید بهت نزدیک شم . . .

ادامه دارد . . .
دیدگاه ها (۰)

ستاره ی سرخ اسمونپارت ۴دوما کنارم نشست و دستم رو گرفت .دوما ...

پروف ماه

این قصر رو برای همه‌ی شما ها ارزو میکنم .

منم از اینا موخوام

درخواستی از اکازاهنتای دوس نداری نخون . گزارش هم نکن برا شما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط