بعد از عملیات استریکس پارت
بعد از عملیات استریکس پارت ۱۰
وقتی آلما رسید اونجا فقط آوار خونه بود با یه موشک ۲متری
آلما داشت این ور و اون ور رو نگاه می کرد که شاید فرار کرده باشن ولی هیچ کس نبود یه هو آلما یه تیکه از موهای آنیا رو از زیر آوار دید آلما افتاد روی زمین و اشکاش سرازیر شد
آلما: نههه..... نهه... این.. این امکان نداره..... نههههه (نه آخری با جیغ)
آلما اومد پیش هندلر ، هندلر صورت اشکی آلما رو دید و گفت:واقعیه؟
آلما:ا..... ره
هندلر: می دونم کی این کارو کرده
آلما بعد از شنیدن این حرف چشماش برق زد رنگش تغییر کرد و چشمش یکمش آبی یکمش قرمز و یکمش سبز بود
هندلر: یک اوستانیایی عوضی توی وایز وستالیس بوده که مکان زندگی تاسوگاره رو پیدا کردن و یکی از موشک های وستالیس رو پرتاب کرده تا وستالیس رو شروع کننده جنگ نشون بده
آلما: اون کدوم خری بوده
هندلر : نیک .. نیک سلیز
به آدرس فلان ... فلان.... فلان
آلما وقتی اسم سلیز رو شنید
گفت: اون به احتماللللل خیلییی زیاد یکی از کسایی که توی آزمایشگاه کار می کردن بوده
من رفتم
هندلر: کجا
آلما : وستالیس
هندلر جلوشو نگرفت چون خودش هم می خواست همین کار رو انجام بده
آلما رسید به همون آدرس و کسی که اون جا بود پدرش بود آلما خشم جلو چشمشو گرفته بود و به پدرش حمله کرد پدرش به آلما شلیک می کرد
نیک سلیز: بالاخره اومدی
آلما: تو همونی که موشک رو پرتاب کردی
نیک سلیز:اره مشکلی داری
آلما: تو دختر خواهر خودتو کشتیییی بعد تلب کار هم هستی
آلما ۹ تا گولوله خورد
آلما: ههههههه...تو رو می کشم(نفس نفس زدن)
نیک سلیز: تو خواب ببینی
آلما شمشیرش رو فرو کرد تو گلوی نیک
نیک :هههه...کشتیم..انتقام رو گرفتی راحت(مرد)
آلما: کشتمت دیدیییییی
تفنگ نیک اونجا بود و آلما اونو برداشت و سه تا گولوله بخاطر لوید و یور و آنیا به خودش زد و مرد
پایان
بچه ها امیدوارم دوسش داشته باشیدددد✨✨✨✨
وقتی آلما رسید اونجا فقط آوار خونه بود با یه موشک ۲متری
آلما داشت این ور و اون ور رو نگاه می کرد که شاید فرار کرده باشن ولی هیچ کس نبود یه هو آلما یه تیکه از موهای آنیا رو از زیر آوار دید آلما افتاد روی زمین و اشکاش سرازیر شد
آلما: نههه..... نهه... این.. این امکان نداره..... نههههه (نه آخری با جیغ)
آلما اومد پیش هندلر ، هندلر صورت اشکی آلما رو دید و گفت:واقعیه؟
آلما:ا..... ره
هندلر: می دونم کی این کارو کرده
آلما بعد از شنیدن این حرف چشماش برق زد رنگش تغییر کرد و چشمش یکمش آبی یکمش قرمز و یکمش سبز بود
هندلر: یک اوستانیایی عوضی توی وایز وستالیس بوده که مکان زندگی تاسوگاره رو پیدا کردن و یکی از موشک های وستالیس رو پرتاب کرده تا وستالیس رو شروع کننده جنگ نشون بده
آلما: اون کدوم خری بوده
هندلر : نیک .. نیک سلیز
به آدرس فلان ... فلان.... فلان
آلما وقتی اسم سلیز رو شنید
گفت: اون به احتماللللل خیلییی زیاد یکی از کسایی که توی آزمایشگاه کار می کردن بوده
من رفتم
هندلر: کجا
آلما : وستالیس
هندلر جلوشو نگرفت چون خودش هم می خواست همین کار رو انجام بده
آلما رسید به همون آدرس و کسی که اون جا بود پدرش بود آلما خشم جلو چشمشو گرفته بود و به پدرش حمله کرد پدرش به آلما شلیک می کرد
نیک سلیز: بالاخره اومدی
آلما: تو همونی که موشک رو پرتاب کردی
نیک سلیز:اره مشکلی داری
آلما: تو دختر خواهر خودتو کشتیییی بعد تلب کار هم هستی
آلما ۹ تا گولوله خورد
آلما: ههههههه...تو رو می کشم(نفس نفس زدن)
نیک سلیز: تو خواب ببینی
آلما شمشیرش رو فرو کرد تو گلوی نیک
نیک :هههه...کشتیم..انتقام رو گرفتی راحت(مرد)
آلما: کشتمت دیدیییییی
تفنگ نیک اونجا بود و آلما اونو برداشت و سه تا گولوله بخاطر لوید و یور و آنیا به خودش زد و مرد
پایان
بچه ها امیدوارم دوسش داشته باشیدددد✨✨✨✨
- ۶.۰k
- ۱۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط