{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادم میاد آجرهای قرمز حیاط رو خیس میکردم

یادم میاد آجرهای قرمز حیاط رو خیس میکردم

و ساعتها به دیوار آجری خیس تکیه میدادم ،

فقط به خاطر اینکه بوی خوبی داشت

ایستادگی عحیبی داشتم

پای چیزایی که دوست داشتم !
دیدگاه ها (۱)

سهراب میگه:"به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه...

وقتی که بخوان اذیتت کنند،چیزی رو که دوس داری ازت میگیرن ...!

سر درد و پا درد و بی حوصلگی همش بهانست. وفتی تو اوج جوونی از...

گناهم باور این روزگار بودفریبی را که خوردم بی گناه بودولی جر...

برده عمارت جئون

I'm not jealous part 29چشمام تار شده بود لیوان دیگه ای پوشید...

#p۳۷:اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره(فلش بک به فردا): (ویو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط