{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادم میاد آجرهای قرمز حیاط رو خیس میکردم

یادم میاد آجرهای قرمز حیاط رو خیس میکردم

و ساعتها به دیوار آجری خیس تکیه میدادم ،

فقط به خاطر اینکه بوی خوبی داشت

ایستادگی عحیبی داشتم

پای چیزایی که دوست داشتم !
دیدگاه ها (۱)

سهراب میگه:"به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه...

وقتی که بخوان اذیتت کنند،چیزی رو که دوس داری ازت میگیرن ...!

سر درد و پا درد و بی حوصلگی همش بهانست. وفتی تو اوج جوونی از...

گناهم باور این روزگار بودفریبی را که خوردم بی گناه بودولی جر...

واقعا ببخشید که انقدر اذیتت کردم واقعا ببخشید که همش قهر میک...

سوال این پست👇کی با انیمه آشنا شدیو اولین انیمه ای که دیدی چی...

پارت 1ویو دینا :صبح ساعت ۸ صبح بلند شدم وارد WS شدم و کارم ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط