{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
وقتی که رفت:
من
خود
به چشم خویشتن
دیدم
که جانم میرود ....
.
دیدگاه ها (۱)

چقدر معرکه ای...که میشود با چشمهایم روی سبزه ی تنت غزل بکارم...

.من بارها و بارها، تو رو قبل اینکه بیای تو زندگیم مجسم کرده ...

.می گفتندتنها چیزی کههمه ی درد ها را دوا می کندعشق استپیدا ب...

من با چشم خویشتن دیدم که جانم می رود...

من نمی دانستم معنی هرگز را؛تو چرا باز نگشتی دیگر؟!من خود به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط