{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی را می شناسم که

یکی را می شناسم که
لهجه خیس چشمهایم را نمی فهمد

بافته های نامنظم گیسوهایم را نمی بیند
(توووو)ی پنهانی شعرهایم را نمی شناسد
واز بد روزگار
من عاشق همان یک نفر شده ام
#آفتاب_روشن

#Tak_setareh
دیدگاه ها (۱)

ذلّت كشِ هزار خياليم و چاره نيست...لعنت به وضع دور ز دلدار ز...

تو قله ی خیالی و...تسٖخیر تو محال...#قیصر_امین_پور#Tak_setar...

در اعماق مارعد و برق‌ها،طوفان‌ها و باران‌هایی استکه هواشناسی...

خودمان هم ...خوب می دانیم که... قسمت نبود گفتن‌ها...فـقـط بـ...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط