{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی را می شناسم که

یکی را می شناسم که
لهجه خیس چشمهایم را نمی فهمد

بافته های نامنظم گیسوهایم را نمی بیند
(توووو)ی پنهانی شعرهایم را نمی شناسد
واز بد روزگار
من عاشق همان یک نفر شده ام
#آفتاب_روشن

#Tak_setareh★
دیدگاه ها (۱)

بهرام دبیری هیپی های حشیشی و مدل های برهنه

پر سرو صداهای بی قانون

پارت معرفی

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

🎙 اپیزود ششم «نبض روان» | اتاق‌های تاریک روان«تنهایی؛ وقتی ک...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 6ویو ات:صبح اولین روز مدرسه رسماً یک...

عمارت بلک وود پارت حذف شده

اول از همه بریم سراغ معرفی شخصیت‌های اصلی این داستان جذاب: م...

پارت ۲۰ چند روز از آن شب بارانی گذشته بود.رابطه‌ی من و تهیون...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 12#لینو #فیکشنساعت ۱۱ شب ـ خانه‌ی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط