دلتنگتم

دلتنگتم!
میشه ببرمت با هم یکم خیابون هارو قدم بزنیم؟
دو تا چایی از نزدیک ترین دکه بگیریم و بخوریم تا گرم بشیم؟
چند ساعت زل بزنم به چشمات تا واسم حرف بزنی؟:)
پیشونیتو ببوسم و شالگردن دور گردنت رو سفت تر کنم تا نکنه یه وقت سرما بخوری؟
آخرشم یه رز قرمز بخرم و بهت بدم؟
میشه سختش نکنیم؛
هیچی و سخت نگیریم جز دستای همو؟
"می دونی دلتنگی یعنی چی؟!!
دلتنگی شبیه یه درد پنهون لایه لایس‌‌...
تو جمعیت حرف میزنی و میخندی و به روزمرگیت میرسی،
امّا نهایتاً به محض اینکه تنها شی،
دستتو میگیری به جایی و تکیه میدی بهش و چشماتو از درد روی هم فشار میدی...
دلتنگی دردیه که هی میاد کنج قلبت میشینه و خونه نشینت میکنه!
دلتنگی شبیه زخمیه که برشش روی انگشتات به یه سانتم نمیرسه،
اما عمقش تا مغز استخونته")))
دیدگاه ها (۰)

یه جایی خوندم نوشته بود:اگه میتونستی ذهنمو بخونی؛اشک میریختی...

آدم های مرده...همان آدم هایی هستند که نه می‌خندند نه اشکی می...

این قشنگه...بابت تمام روزایی که بهت سخت گذشت،من بغلت میکنم.ب...

از آخرین لایه قلبتون غمگین شدید تا حالا؟!یعنی عمیق ترین قسمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط