{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آلیس گفت

آلیس گفت:
"باورم نمی‌شود!" 
ملکه با تأسف گفت:
"باورت نمی‌شود؟ دوباره سعی کن. نفس عمیقی بکش و چشم‌هایت را ببند."
آلیس خندید:
"فایده‌ای ندارد، به زحمتش نمی‌ارزد. آدم نمی‌تواند چیزهای غیر ممکن را باور کند."
ملکه گفت:
"به جرأت می‌گویم دلیلش این است که زیاد تمرین نداری. وقتی من سن و سال تو بودم، روزی نیم ساعت این کار را می‌کردم. گاهی حتی پیش از صبحانه، حدود شش چیز غیرممکن را تصور می‌کردم." 
وقتی آدم جرأت خیال‌پردازی را داشته باشد، معجزه‌های زیادی رخ می‌دهد. مشکل این است که مردم هیچ‌وقت چیزهای غیرممکن را تصور نمی‌کنند :)
دیدگاه ها (۲)

دِلَــــــم شِکَست وَقْتی فَهمیـــــدَم عشقم عاٰشِقِه طَــرَ...

ثروتمندزاده ای را در کنار قبر پدرش نشسته بود و در کنار او فق...

میخوام اعتِراف کُنـم کم آوردم ..تویی کہ اسمتتَقدیره سَرنوِشت...

••●ﺣﺲ ﻋﺠﯿﺒﯿﻪ●••••●ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﯼ...●••••●ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻋﻮﺽ ﺷ...

ملکه من:p15: ویو جیمین: بعد از صحبت با ا.ت سوار ماشین شدم و ...

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۲۵از زبان جونگ کوک واقعا باعث سر ...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴⁴ ات : هیچی کوک : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط