{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک بار دیگر

یک بار دیگر
صبح از راه رسید
می دانم
دوباره عاشقت خواهم شد
مثل؛خورشید
که عاشق گل آفتابگردان است
مثل؛تو
که عاشق چشم هایم هستی
#تو
هر روز شروع تازه ای هستی در من
به شعرهای من نزدیک شو
این واژگان، پر از حس خواستنند
می دانم ،
خورشید هر صبح از مشرق آغوشت
طلوع می کند
با بوسه های تو
بادِ بهار ، با اشتیاق می وزد
و اولین قاصدکِ عاشق
در دستهای همیشه سبزت
جوانه می زند
می دانم دوباره عاشقت خواهم شد....
دیدگاه ها (۱)

نمیدانم بعد از هر شکستی، آنقدر قوی میشوی که... احتیاجی به شا...

تو با من چه کرده ای ؟؟توبامن چه کرده ای که درکوچه بیت های فر...

و تکرارِ عجیبِ روزهای من صبح از نودوست داشتنت از نو،،،

"من" گفتگوهای طولانیِ قبل خواب را "دوست دارم" آنجایی که هر د...

هفت مافیای سرد پارت ۱۷ ویو آرنیکا :با برخورد نور خورشید به چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط