کنار پنجره ی ایوان ، روی طاقچه گلدان بود

کنار پنجره ی ایوان ، روی طاقچه گلدان بود
درخت انگور ، بهار که میشد صدایم میکرد
سایه اش را می گویم
همان جایی که استکان و قوری برای چای خوردن بود
مادربزرگ یادت هست ؟
دلم همیشه برای قصه های شیرینت تنگ میشود
.
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
#BEAUTIFUL_NICE
دیدگاه ها (۶)

اوچیها شیسویی

داستان دختر برفی

پارت ۳۴ (هشدار کارای زیرپتویی و عذرخواهی بخاطر یک هفته.. شای...

چند پارتی

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 35 توی ماشین سکوتی ک...

عمارت بلک وود

راز خون پارت پنجم

پارت ۳۱ناروتو به ارامی روی تخت دراز کشید، لحظه ای که سرش روی...

My professorChapter:2Part:118سئول | ساعت ۲۲:۳۷شب سردتر از هم...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:3سرعتت رو بالا ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط