دلم تنگ است...
دلم تنگ است...
نمی دانم ز تنهایی پناه آرم کدامین سوی
پریشان حالم و بی تاب می گریم
و قلبم بی امان محتاج مهر توست
نمی دانی چه غمگین رهسپار لحظه های بی قرارم من
به دنبال تو همچون کودکی هستم و معصومانه می جویم
پناه شانه هایت را
که شاید اندکی آرام گیرد دل
دلم تنگ است
وتنهایم و تنهایی به لب آورده جانم را
بیا تا با تو گویم از هیاهوی غریب دل که بی پروا
تلنگر می زند بر من
و می گوید به من نزدیک نزدیکی
به دنبال تو می گردم به سویت پیش می آیم
چه شیرین است پر از احساس یک خوشبختی نابم
پر از امید سبز خواب دیدارم
و می خواهم که نامت را به لوح سینه بنگارم
و نجوایی کنم در دل و گویم تا ابد
من دوستت دارم
دلم تنگ است ...
دلم تنگ است
دلم اندازه حجم قفس تنگ است ...
سکوت کوچه لبریز است
صدایم خیس و بارانی است ...
نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است...
نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است...
نمی دانم ز تنهایی پناه آرم کدامین سوی
پریشان حالم و بی تاب می گریم
و قلبم بی امان محتاج مهر توست
نمی دانی چه غمگین رهسپار لحظه های بی قرارم من
به دنبال تو همچون کودکی هستم و معصومانه می جویم
پناه شانه هایت را
که شاید اندکی آرام گیرد دل
دلم تنگ است
وتنهایم و تنهایی به لب آورده جانم را
بیا تا با تو گویم از هیاهوی غریب دل که بی پروا
تلنگر می زند بر من
و می گوید به من نزدیک نزدیکی
به دنبال تو می گردم به سویت پیش می آیم
چه شیرین است پر از احساس یک خوشبختی نابم
پر از امید سبز خواب دیدارم
و می خواهم که نامت را به لوح سینه بنگارم
و نجوایی کنم در دل و گویم تا ابد
من دوستت دارم
دلم تنگ است ...
دلم تنگ است
دلم اندازه حجم قفس تنگ است ...
سکوت کوچه لبریز است
صدایم خیس و بارانی است ...
نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است...
نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است...
- ۴.۰k
- ۰۷ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط