{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه زود ازم خسته شدی چه زود از یاد بردی منو

چه زود ازم خسته شدی چه زود از یاد بردی منو

چه زود یکی دیگه اومد جامو گرفت تو دل تو

بهم وفا نکردی و تیشه زدی به قلب من

منو به غم نشوندی و گذشتی از کنار من

نمیدونم به جرم عشق یه عمره که زندونیم

توی آتیش غم تو یه عمره دارم میسوزم

,
دیدگاه ها (۴)

#چند پارتیوقتی پسش میزنیخسته از شرکت برگشته بودی و داشتی درو...

رمان اسیر خان پارت چهارم ۴

The Little Witness(شاهد کوچک )Part:6ولی بازم جواب ندادم .......

دازای با گریه لب زد:چرا.... چرا خوابیدی؟؟؟ مگه چقدر....چقدر ...

سناریو بلولااااک

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:7ا.ت:باید کمکشون کنم بای...

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

busy📄#busyتک پارتی: (همیشه علامتا برای پسرامون _ برای ات= و ...

spanish girl:9. فصل دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط