{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر خاک کنم نعش یاس هایم را

چقدر خاک کنم نعش یاس هایم را
و روی هم بگذارم هراس هایم را

به غیر باخت ، قماری چنین نخواهد داشت
از آن نخست بریدند آس هایم را

زمین بایر من سوگوار باران هاست
به جای نان نخریدند داس هایم را

بگو چه شد که خودم را دوباره گم کردم؟  !
بگو چقدر بگردم لباس هایم را ؟

وزید بادی و روح مرا به غارت برد
نمی شنید کسی التماس هایم را

نمی شود که از آن زخم کهنه دم بزنم
شنود می کند این شب ، تماس هایم را

دلم خوش است به یک احتمال دور از دست
ز من اگر که نگیرند طاس هایم را
دیدگاه ها (۱)

این گونه است قصه ی غم های بعد توهرگز نمی رسم به قدم های بعد ...

حرفت قبول! لایق خوبی نبوده‌ام!وقتی بدم! موافق خوبی نبوده‌ام!...

خاتون ! خودم کتیبه ای از آهم ، دیگر ز تو ملال نمی خواهمحرفی ...

بردی از یادم بر این ماتم عزادارم هنوزاعترافی تلخ خواهی؟ دوست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط