{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو ای بی همزبانم دلکجا دلدار می جویی

تو ای بی همزبانم دل،کجا دلدار می جویی
کجا گمگشته یارت را در این بازار می جویی
سراسر زخمی و رنگت، نشان از بی وفایی ها
کجا مرهم به جانت را،در این آزار می جویی
در این ظلمت که را دیدی، چراغی جاودان باشد
در این آشفته خوابستان،که را بیدار می جویی
به دل اَمرَت به معروف است و عقلت ناهی المنکر
که را با خونِ دل جانا،در این پیکار می جویی
غمت را گر عیان کردی،فزون تر شد بیان کردی
در این مُلکِ خرابستان،که را غمخوار می جویی
در این بیراهه داغستان که چون "ژاکاو" می پویی
به صورت گُل نمایانها،به سیرت خار می جویی
دیدگاه ها (۱۰)

تا بیایی دل من آب شده دیر مکن بی خودی این بر و آن بر مرو و گ...

بردن چهره و لبخند تو از یاد ، هنر می‌خواهدهمچو آیینه ، فرامو...

تو خودت ماهی و هر بار که کامل شده ایاز پس پرده به بیرون متما...

درخیالم بوسه می گیرم , ز لبهایی ک نیستهی تجسم میکنم, ان نقش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط